ترتیبکننده: کرار
فصل چهارم
انقلابی در طرز فکر:
طاعتی بزرگتر از طاعت موسی علیهالسلام و انقیـاد و تسـلیم او در برابـر فرمـان الهـی وجود ندارد، او مأمور میشود تا به سراغ بزرگترین پادشاه عصر خـود بـرود، آن هـم کسی که در پی انتقام از او است و در اوج شوکت و قدرت میباشد، دستور میگیرد:
اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى ﴿۴۳﴾ به سوى فرعون برو كه او به سركشى برخاسته.
و موسی بیدرنگ رهسپار کاخ جبار و سـتمگری میشـود کـه ادعـای ربوبیـت میکند و او را به سوی خدای و احد قهار فرا میخواند، او آنقدر به دعوت و جهـاد و وعظ و ارشاد خود ادامه میدهد تا این که حقانیت او را برای قومش برملا میسازد. ایمان و طاعت و دعوت الی الله، همان قدرتی بود که موسی علیهالسلام توسـط آن بـا مشکلات عصر خود مواجه شد و بوسیلۀ آن بر بزرگترین، پیشرفتهترین، وسیعترین و مقتدرترین امپراطوری روی زمین چیره گردید.
اگر موسی هم به عنوان زعیم و زمامدار بنی اسرائیل، مثل رهبران امروز فکر میکـرد و امکانات و وسائل قومش را در نظر میگرفت و هرچیز را در ترازوی روز میسنجید و اگـر او که در کاخ پادشاهی بزرگ شده بود، به نفرات و تجهیزات و عزت و اقتدار و سـپاهیان و ثروت و ذخایری که فرعون داشت، توجه میکـرد و در ایـن مـوارد بـا قـوم خـود مقایسـه مینمود، عقل جایز نمیدانست که با فرعون درگیر شود و میبایست به امکانـات خـود و قومش قانع و به وضع موجود راضی میبود، و آن وقت دیگـر نـه ایمـانی در کـار بـود نـه صلاحی، نه عدلی، نه اخلاقی، نه تقوایی و نه انسانیتی. اما او پیامبری است که بـا وحـی ً ارشاد میشود و به قدرت خداوند و نصرت او کاملا ایمان دارد و همانند یک داعـی فکـر میکند، در واقع هم اینگونه فکرکردن و عملکردن بود که توانست مسیر تـاریخ را عـوض کند، معجزهها بیافریند و عقلها رامدهوش و مغزها را حیران و سرگشته نماید.