نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: عقب ماندگی فرهنگی
فرهنگ و جامعه دو عنصر جداییناپذیر بهحساب میآیند. جامعه به نظام و روابط متقابلی اطلاق میشود که افرادی را که دارای فرهنگ مشترک هستند به همدیگر مربوط و مرتبط میسازند. هر جامعهای فرهنگ خاص خود را دارد و هر فرهنگی نیز متعلق به یک جامعه خاص میباشد. فرهنگ دارای دو جنبه مادی و معنوی است. این دو جنبه فرهنگ در یک کلیت منسجمی بههم مرتبط هستند و در تحلیل نهائی باید تأثیرات متقابل آنها در بستر کلی هر جامعه معین (و تأثیرپذیری آنها از عناصر فرهنگی دیگر جوامع) را مورد توجه قرار داد. (گیدنز, 1377, ص. 36)
فرهنگ گاهی دچار وضعیت عدم تعادل میشود وقتیکه عناصر و اجزای مادی و معنوی آن از یک دیگر فاصله گرفته و از هماهنگی خوبی برخوردار نباشند و در درون آن اجزا از یکدیگر جدا و گاه باهم بیگانه میشوند. این نا هماهنگی عناصر فرهنگی را بیشتر به عقب ماندگی فرهنگی تعبیر میکنند. پذیرفتن تغییر در فرهنگ یا مقاومت در برابر آن، در تمام اجزا و عناصر فرهنگی به شکل یکسانی نیست و این ناهماهنگی میان اجزای تشکیل دهنده فرهنگ در تمام جوامع کم و بیش به چشم میخورد. این قانونمندی خود گویای این امر است که عناصر متشکله فرهنگ جوامع به یک میزان (در مقیاس کیفی و زمانی) تغییر و تحول نمیپذیرند و لذا پدیده عقبماندگی فرهنگی از تغییرات و تحولات جوامع نشئت میگیرد.
سایه همسایه