نویسنده: محبوبی
فصل سوم: وضعیت اسفناک زندانیان
درآمد:
زندان در اعصار گذشته، زمانی که خبری از حقوق بشر و اعلامیهی خودساخته جهانی حقوق بشر و زندانهای با امکانات پیشرفته نبوده است، مکانی برای سرکوبکردن قیامها و جداکردن نخبگان از پیکر جامعه و یا نابودکردن مخالفان بوده است. اما در عصر جدید که ندای دلخراش مدعیان حقوق بشر و حقوق زندانیان همهجا را پر کرده است، انتظار میرفت که زندان ندامتگاهی برای تنبیه و اصلاح مجدد مجرمان باشد و شاید اکنون در ظاهر و در نگاه عموم چنین باشد؛ اما متأسفانه در واقع چنین نیست، بلکه حقیقت چیز دیگری است. حقیقت را میتوان با کمی پرسوجو و مطالعه از منبع اصلی از کسانی که خودشان طعم تلخ این حقیقت را چشیدهاند و از عمر و جوانی خود بر آن مایه گذاشتهاند، کسانی که بهار سبز جوانیشان در سیاهچالهای ترسآفرین، سلولهای تنگ و تاریک، پشت دیوارهای توهمزا، تحت شکنجههای مرگبار به خزان پیری مبدل شده است، جویا شد. شوربختانه حقیقت این است که مدعیان اصلی حقوق بشر، کسانی که به بهانهی دفاع از حقوق بشر بر کشورهای جهان سوم تجاوز میکنند، ناقضان اصلی حقوق بشر هستند. ازآنجاییکه حقوق بشر خودساختهایشان فقط در کشور خودشان قابل اجرا و تطبیق است، باید آن را حقوق بشر آمریکایی و اروپایی نامید نه حقوق بشر جهانی. جهنم گوانتانامو و شکنجهگاه بگرام، لکهی ننگ فراموش ناشدنی بر پیکر دد منشان دیوسیرت تا ابد باقی خواهد بود. تاریخ هرگز این ظلم بیفرجام و نابخشودنی آمریکا را فراموش نخواهد کرد.
شاید تعداد اندکی مرتکب جرم شده بودند و به این زندانها منتقل شدند؛ اما حقیقت تلخ و غیر قابل انکار این است که بیشتر زندانیان این زندانها افراد بیگناهی بودند که اصلاً مرتکب کوچکترین جرمی نشده بودند و بر اساس راپورهای غلط و حدس و گمانهای واهی، راهی زندان شدند و در این زندانها به فراموشی سپرده شدند و مدت طولانی از عمرشان را بدون هیچ جرمی تحت تعذیب و شکنجه قرار گرفتند. بیشتر زندانیان بیگناه بودند و تا پایان مدت حبس نیز هیچ جرمی علیه آنان به اثبات نرسید؛ اما بالفرض که زندانیان مجرم بودند و گناهی را مرتکب شده بودند، آیا دارای هیچگونه حق و حقوقی نیستند؟ آیا در زمینهی رفتار با زندانیان هیچ قانون وجود ندارد؟