ترتیبکننده: کرار
از تولد تا بعثت
دوران کودکی وشیر خوارگی
پس از تولد آن حضرت صلیالله علیه و سلم ، تا چند روز ثویبه که کنیز ابولهب بود او را شیر میداد. بعد از آن عبدالمطلب برای نوۀ یتیمش که از همۀ فرزندانش او را بیشتر دوست میداشت طبق رسم و عرف آن زمان در جستجوی دایه و شیردهی برآمد، عربها صحرا را برای شیرخوارگی و گذراندن دوران کودکی بر شهر ترجیح میدادند، زیرا آب و هوای صحرا با صفاتر و اخلاق مردم آنجا بهتر و سالمتر بود، مفاسد شهرنشینی به آنها سرایت نکرده و زبان شان نیز دست نخورده باقی مانده بود.
دایگان قبیله بنی سعد که به پرورش کودکان شیرخوار معروف بودند و به فصاحت زبان نیز شهرت داشتند، به مکه آمدند. حلیمه سعدیه نیز همراه آنان بود. اینجا بود که سعادت بزرگی نصیب حلیمه گردید، حلیمه از منطقه خود در جستجوی نوزادان شیرخوار خارج شده بود، آن سال قحطسالی عجیبی بود، همگی در سختی و تنگدستی بسر میبردند، حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم برکلیه دایگان شیرده عرضه شد، ولی هیچ یک از آنان حاضر نشد آن حضرت را بپذیرد، زیرا آنان از پدر اطفال امید کمک داشتند؛ میگفتند: این کودک یتیم است، مادر و پدربزرگش شاید نتوانند کمکی کنند، به همین دلیل نخست حلیمه نیز از قبول حضرت امتناع ورزید. امّا، بعد از آن دلش به طرف ایشان تمایل پیدا کرد و خداوند متعال محبت او را در قلبش جای داد. و از طرفی دیگر وی کسی را نیافته بود، لذا ناچار به سوی حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم بازگشت و او را تحویل گرفت و با خود برد. از اینجا بود که حلیمه آثار برکتها یکی پس از دیگری مشاهده میکرد. مثلاً دید که در هر چیزی تحول به وجود آمده است