نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
حفیظالله امین
ادامه
طبق روال معمول مردم جهان از دانشمندان رشتههای مختلف توقعاتی دارند و از فراوردههای فکری و تحقیقی آنها کموبیش بهره میبرد و چیزهایی میآموزند. حالا اگر امین را دانشمند بخوانیم و تمام دانش و در صورت عام آن، از امینهای بیشماری گردآوری کنیم، قطعاً با مشتی از الفاظ، شعارها، تهدیدها، لافوگزاف و شورویستایی و همدیگر ستایی کسالتآور مواجه میشویم. بنابراین، امین دانشمند به مفهوم واقعی و متداول کلمه نبود. او در تهدید و دروغگویی هنرمند بود و رهبری شبکههای مردمآزار و خفقانآور را به همدستی همنظرانش هدایت میکرد. قابل به ذکر است: کسانی که به تشخیص چنین واقعیتی نرسیده باشند و درک و فهم از دانش و دانشمند نداشته باشند، افرادی که هنوز هم ریختن خونهای مردم افغانستان را در زمان زمامداری خویش نپذیرفته و مدعی «خدمت به خلق» هستند، مشکل آنها این است که قتل و اعدام خلق را دانش و قاتل و ظالم را دانشمند مینامند (همان، 39).
طرفداران این تصویر (تصویر سوم)، به این باورند که امین عامل سازمان جاسوسی سیا نبوده است و در این زمینه دلایل متعددی نیز آوردهاند. اما به دلیل عدم اهمیت این موضوع (عامل سیا بودن یا نبودن)، از ذکر دلایل آنها صرف نظر شده است؛ زیرا، عامل سیا بودن یا نبودن امین هیچ دردی را درمان نمیبخشد. چنانکه قبلاً گذشته (تصویر دوم، پاراگراف پایانی)، قدر مسلم در مورد امین این است که وی همانند دو یار و رقیب دیگرش (ترهکی و کارمل) دست کثیفش در خون هزاران مسلمان بیگناه و بیدفاع آغشته بود و همین در کارنامهی ننگینش کافی است تا او را در نگاه مردم افغانستان جانی نمایاند و مسیر رسیدن به عذاب الهی را برایش فراهم نماید. بنابراین ضروری نمینماید که عامل و جاسوس سیا بوده یا خیر.