نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
ببرک کارمل
قدرتیابی دوباره
ادامه
با گذشت زمان روسها از این که ببرک کارمل را به قدرت رساندند، به اشتباه خود پی بردند و گاهی به این فکر بودند تا دوباره فردی از جناح خلق را جایگزین ببرک نمایند. ببرک ناگزیر شد برای رهایی روسها از این بیاعتمادی، به آنها رشوت بدهد. آنهم رشوتی که روسها یک قرن در انتظار تصاحب آن بودند و برای به دست آوردن آن تلاش میکردند. این رشوت بزرگ ببرک، واگذاری تنگهی واخان به روسها بود که ببرک قبالهی آن را به کمال میل تقدیم برژنف کرد. تنگهی واخان مکانی است که بر یکی از مراکز اتمی چین و کشور پاکستان مشرف است و بارها میان بریتانیا و روس و میان نظامیان و عشایر افغانی و افراد روسی بر سر اشغال و تصاحب آن جنگها صورت گرفته است (حقشناس، 1363: 407).
باداران کمونیست ببرک پس از مدتی دوباره چین بر جبین نهادند و پرچمیان و پرچمدارشان (کارمل) را تهدید کردند. او این بار حاضر شد تا کنترول ادارات افغانستان را در اختیارشان قرار دهد. پس مدتی طرح شوم دیگری را راهاندازی کرد؛ این بار جوانان و نوجوانان مسلمان را از خانهها و مکاتب به زور جمعآوری نموده، بهعنوان پیشمرگ و سپر سپاهیان روس، پیشاپیش تانکها به جنگ علیه مقاومتگران فرستاد. هر کس که از رفتن امتناع میورزید، در چنگال زهرآگین روسها جان میباخت.
شرایط تلخ و ناگوار اقتصادی و ایجاد زمینههای فقر و بیکاری در کشور، از جمله دستآوردهای ننگین مزدوران کمونیست است که بر اثر آن تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان را در بدل دریافت مبلغی ناچیز به سازمانهای حزبی و نظامی و اطلاعاتی کشیده شدند و تعداد زیادی از مردم از روی ناچاری و اجبار در شبکههای همکاری با دولت کمونیست استخدام شدند. اینها گوشهی از سیاهترین و زشتترین جنایات و خیانتهای است که ببرک کارمل کمونیست در دورهی حاکمیتش بر افغانسان، جهت دلخوشی بادارانش و آستانبوسی کرملین بر مردم متدین افغانستان روا داشته است.