فهرست بستن

ترویج گمراهی

نویسنده: عبدالمنان محبوبی

فصل دوم: تبشیر مسیحیت در عصر جمهوریت
ابزار تبشیر (تنصیر)
2- کلیساهای خانگی
ادامه
در عصر بیست‌ساله جمهوریت که دولت مردان فاسد همواره در فکر چور و چپاول سرمایه‌های این ملت بودند و جز این دیگر هیچ دغدغه‌ی نداشتند و از نعمت اسلام فقط لباس ظاهری آن را پوشیده بودند. در این سال‌ها که میدان تاخت‌وتاز برای تنصیری‌های مسیحی فراخ بود، این گونه با استفاده از کلیساهای خانگی جوانان و سرمایه‌های آینده‌ی کشور را در چنگال زهرآگین‌شان به کام گمراهی فرو می‌بردند و هیچ‌کس جلودارشان نبود. دعوت تنصیری‌ها از طریق کلیساهای خانگی به چند سطر فوق خلاصه نمی‌شود، بلکه پرداختن به جشن‌های که در این کلیساها و جاهای دیگر برگزار می‌کردند، نیز خالی از اهمیت و ارزش نیست. احمدشاه رجا، در ادامه خاطراتش در این مورد می‌نویسد: «جشن کریسمس سال 2008 را به ما اطلاع دادند که هیئت بلند رتبه از کلیسای مرکزی اوکراین بعد از چند روز از اوکراین می‌رسند و از کلیساهای کابل و… دیدن می‌کنند. در روز 10 ثور 1387 هیئت متذکره متشکل از دو مرد، یکی آمریکایی به نام «برد» و دیگری اوکراینی به نام «گریگوری» بودند که آن‌ها مدت 4 شبانه روز در کابل بودند که شبی آن‌ها به تازه مسیحی شدگان کابل در هتل نگین آسیا مهمانی مفصل دادند. بعد از صحبت‌های مفصل با آن‌ها به ما پیشنهاد شد که به تعداد 12 نفر را آماده سازیم تا آن‌ها از طرف دولت اوکراین برای این دوازده نفر دعوت‌نامه بفرستند و این 12 نفر باید به کلیسای اوکراین بروند و آنجا به مدت 2 سال درس بخوانند. بعداً با گرفتن دکترا در رشته کتاب مقدس و تعلیم آن به افغانستان برگردند که به ارشاد و تعلیم مسیحیت بپردازند… و یکی از کلیساهای دیگر در ساحه‌ی پل خشک دشت برچی موقعیت دارد که آن‌ها درس‌های کتاب مقدس انجیل را به طور سیستماتیک و دقیق می‌آموختند و هر چند ماه جای خود را عوض می‌کردند و می‌شنیدیم که در نقاط مختلف کابل ده‌ها کلیسا وجود دارد که ما موفق به بازدید نشدیم…» (همان).
در عصر جمهوریت، کار تنصیری‌های مسیحی چنان بالا گرفته بود که به‌علاوه‌ی کلیساهای خانگی، در اندیشه‌ی راه‌اندازی کلیسای بزرگ در کشور بودند. در زمینه تهاجم مسیحیت به افغانستان، همسایگان ما بی‌نقش نیستند. از آنجایی که افغانستان مدت طولانی درگیر جهاد و مبارزه با اشغالگران و استعمارگران بوده است و فرصت پرداختن و توجه نمودن به همسایگان را نداشته است، سایه‌ی سنگین همسایه همواره افغانستان را تحت پوشش فرهنگی قرار داده است و بسیاری از افکار و اندیشه‌های اسلام‌ستیز از دروازه‌های آن‌ها به افغانستان وارد شده است. اگر افغانستان با اشغال شوروی کمونیست دست و پنجه نرم می‌کرد، افکار و عقاید کمونیستی از طریق ترجمه‌های ایران وارد افغانستان شد و زمانی که افغانستان درگیر اشغال آمریکا بود، کشیش‌های مسیحی از ایران، جهت پخش و نشر آیین مسیحیت و گمراه کردن جوانان به افغانستان می‌آمدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *