فهرست بستن

بازگشت به اسلام «سید ابوالحسن ندوی»

ترتیب‌کننده: کرار

فصل ششم
شاهرگ حیات جاهلیت
به‌ناگاه به خود می‌آید و می‌گوید: «بله، به خدا سوگند وقت آن رسیده اسـت؛ به خدا سوگند وقت آن رسیده است» آن‌گاه بسـاط لهـو را تمامـا به‌دور می‌انـدازد و از شکوه و کوکبه و دبدۀ شاهانه بدر می‌آید و رویۀ زهاد و درویشان را در پیش می‌گیرد. راستی الفاظ در گذشت زمان معنی خود را از دست دادند یا مردم بدسلیقه شدند و یا این زبان‌ها قابل فهم نبودند؟ اگر نه، پس بخاطر چه بود؟ به علت هیچ کدام از این‌ها نبود، بلکه به علت آن بود که درون انسـان بسـیار عـوض شده بود. در گذشته علی‌رغم وجود آن همه عیوب اخلاقی و اجتماعی، مردم مسألۀ دیـن را کاملا گرفتند و همانند سایر واقعیت‌ها و امور زندگی بدان اهمیت می‌دادند و اگر احیانا پرده‌هایی از رفا‌ه‌زدگی و آلودگی و منش‌های نـاروا و کج‌فهمـی و کمبـود علـم پرده جلو دید آن‌ها را می‌گرفت، با کنار رفتن این پرده‌ها و راه‌یافتن دعوت دین به قلب‌های‌شـان، دیگر مانعی در سر راه توبه و اصلاح اخلاق و رفتارشان وجود نمی‌داشت.
اما حالا دین به صورت یک موضوع تاریخی یا بحث علمی صرف، درآمده است و صحبت از دین در جامعۀ امروز، همانند صـحبت از کـرۀ مـریخ و عجائـب آن یـا قطب شمالی و اخبار آن‌جاست! به طوری که نمی‌تواند به گوینده و شنونده‌اش ضـرر و یا نفعی برساند و آن‌ها را به انجام و یا ترک عملـی وادار نمایـد، دیـن تنهـا در حـد آگاهی و پژوهش در برخی از مجالس و یا برای مباحثه با اهل دین برای‌شـان ارزش و اهمیت دارد و یا برای دفع ضرر و جلب نفع در جامعه‌ای که متدین است و بـه دیـن احترام می‌گذارد که در این مورد هم یک ارزش مادی مدنظر است، زندگی و تکالیف آن اصل همه چیز و مدار هم و غم شیخ و درس بچه و مشغولیت جوانان شده اسـت و تلاش در راه زندگی و پیروزشدن در میدان آن، معیار و مقیاس زیرکی و تیزهوشی و ظرافت و دقت و رمز مردانگی و شهامت به حساب می‌آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *