نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: رد پای کمونیزم در گروههای شر و فساد
شوروی جهت سرکوب قیام ملت قهرمان افغانستان، اقدام به تهیه سه استراتژی نمود. اولین آن ارعاب و کشتارجمعی به هدف آشفته نمودن مناطق با استفاده از بمبارانهای هوایی که کارآمدتر از عملیات زمینی بود که منجر به نابودی قریهها، مواشی و محصولات زراعی میشد که هدف آن ازبینبردن قریههای نزدیک به مقرهای مجاهدین یا مشکوک به حضور یا یاریرسانی به آنان بود که مبادرت به حمله به نیروهای شوروی و کاروانهای نظامی مینمودند. مردمان محلی نیز ناچار به انتخاب فرار از خانه و محل زندگیشان یا مرگ در زیر بمباران روزانه بودند که زندگی در آن مناطق را غیرممکن ساخته بود. با توجه به گریز اجباری مردم از محل سکونتشان، شوروی امید به محرومیت گروههای مقاومت از پشتیبانی و سلب امنیت پناهگاه هایشان داشت. استراتژی دوم اقدام به تخریب درونی بود که این موضوع مستلزم نفوذ جاسوسان به درون گروههای مقاومت و کسب اطلاعات و پرداخت رشوه به سران محلی جهت دست کشیدن از انجام تحرکات نظامی بود. سومین استراتژی این بود که شوروی با توسل بر تهاجمات نظامی در داخل قلمرو مجاهدین، سعی بر ریشه کنی و تحدید حوزه نفوذ آنان داشت. مکمل این استراتژیها در سرکوب قیام، استفاده از نیروی خاد (به رهبری داکتر نجیب) برای جمعآوری اطلاعات، نفوذ در گروههای مجاهدین، پخش اخبار و اطلاعات کاذب، رشوه به نیروهای مسلح قبایلی و سازماندهی یک نیروی نظامی وابسته به دولت کمونیستی بود. هرچند که ارزیابی عملکرد موفقیت خاد در نفوذ به گروههای مجاهدین دشوار است، لیکن این اتفاق نظر وجود دارد که نفوذ این دستگاه به بسیاری از پایگاههای گروههای مقاومت در افغانستان، پاکستان و ایران با موفقیت همراه بودهاست. خاد تصور مینمود که موفقیت ویژهای در روشن نگاه داشتن آتش اختلافات سیاسی میان گروههای مقاومت دارد اما نتایج بی فایدهای بعضاً بروز مینمود.