نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: گفتار اول: ادامه جنایات هولناک
باوجود دوری زمانی، جنایات ضداسلامی و انسانی انجام شده در جنگهای داخلی، ازجمله کشتارهای جمعی، به دلیل ادعای مقدسمآبانه قاتلان ملت، به نام مقاومت علیه نظام امارت اسلامی، هنوز در خارج از کشور، توجه بعضی از مهاجرین بیخبر را به خود جلب میکند. ملت داغدیده و با درک ما دیگر فریب ادعای مقاومت این رهبران شرارت پیشه را نمیخورند. مردم زخمخورده مخصوصاً آنهای که جگرگوشهها و عزیزان خود را ازدستدادهاند و از گرداب جنگهای خانمانسوز، جان سالم بدر بردهاند، دیگر به هیچ تلک و داعیه این رهبران شر و فساد تن نخواهند داد.
اوضاع نظامی در شهر کابل به گونة گسترده پیچیده و مبهم بود. جنگها میان تنظیمها، مخصوصاً از سوی جمعیت اسلامی تحت رهبری برهانالدین ربانی و احمدشاه مسعود، در دو جبهه، در جنوب با حزب اسلامی تحت رهبری گلبدین حکمتیار و در غرب کابل با حزب وحدت تحت رهبری عبدالعلی مزاری، به گونه فرسایشی و متناوب ادامه داشت. مصیبت جنگ آغاز شده، با قدرتطلبی تنظیمهای بینظم و ملیشههای پرچمی شمال، تراژدیهای کمنظیری آفریده بود که مصیبت فقر، مهاجرت، و رنجهای بیپایانی را با خود به ارمغان آورده بود. این مصیبتهای جانگداز یکجا با هم هجوم آورده، گلوی شهروندان کابل را که اسیر میدانهای جنگ گردیده بودند بهسختی میفشرد. در آن زمان ناداری، بیکاری، مرضی، بیدوایی، بینانی، بیآبی، بیبرقی بیداد میکرد و تمام ساختارهای خدمات اجتماعی، صحی، ترانسپورتی، تعلیمی، فرهنگی و… فلج گردیده بود. در تداوم این جنگها قسمتهای عمدهای از شهر زیر آوارههای خاک و خاکستر مدفون گردیده، خانهها و ملکیتهای شخصی و دولتی ویران گردیده، داراییهای شخصی و ملی بهوسیلة جناحهای جنگ غارت و چپاول گردیده بود. استبداد، زورگویی، زورگیری، تجاوز به حریم خانوادهها، بدبینیهای قومی و مذهبی به فرهنگ حاکم جنگسازان مبدل شده بود. انزجار و نفرت مردم علیه جنگ و جنگسالاران شدت یافته، مردم به چشم سر میدیدند که در جریان جنگهای میان گروهی تنظیمهای شر و فساد، انسانهای بیگناه کشته و ترور میشوند، شهر کابل با تمام داشتههای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی آن، بهطرف نابودی و ویرانی قطعی میرفت.
رد پای کمونیزم