ترتیبکننده: کرار
فصل هفتم
نابسامانی ایمان و اخلاق
اگر فردی وارد یک اتاق تاریک بشود و کلید برق را پیدا نکند، نمیتواند چیـزی را کـه میخواهد بیابد، اما فرد آگاه به محض واردشدن به اتـاق، محـل کلیـد را میدانـد و آن را فشار میدهد و تمام اتاق را روشن میکند و چیز مورد نظرش را پیدا میکند. کار پیـامبران و پیروان آنها نیز به همینگونه است و کلید برای آنها «ایمان» است، اگر این کلید به کار گرفته شود از آن پرتوهای نوری صادر میشود که تمام جهان را منـور میسـازند. مـن در کشورهای عربی و اسلامی و سایر کشـورها، شخصـیتهایی را مـیبینم کـه بـه عقـل و اندیشه و تجربۀ بسیار شهرت دارند ولی در کمال تعجب میبینم که اندیشۀ آنهـا قاصـر، نارسا و ناپخته است، آنها طوری از مشکلات حرف میزنند که گویی یک آدم سادهلوح و ناآگاه حرف میزند، آنها از مشکلات سیاسی و اجتماعی سـخن میگوینـد و اعتقـاد دارند که اگر حزب حاکم میشود، با همان مشکل بلکه خیلی بزرگتر از گذشته و حتی با مشکلات تازۀ دیگری مواجـه میگـردیم، بعـد حـزب دیگـری را هـم تجربـه مـیکنیم، میبینیم که از اولی بدتر است و چه خوب گفته است شاعر آنجا که میگوید:
ألا إنما الأيام أبناء واحد وهذی الليالي كلها أخوات
فلا تطلبن من عند یوم و لیلة خلاف الذي مرت به النسوات
روزها همه پسر یک پدر و شبها همه خواهر هم هستند. بنابراین، از شب و روز چیزی بر خلاف عادت دیرینهشان انتظار نداشته باشید.