فهرست بستن

طرح ناکام تجزیه افغانستان

نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: حزب و تأثیرات آن در تجزیه
حزب به طور معمول به تشکل‌های خاصی اطلاق می‌شود که در نظام‌های دموکراسی با یکدیگر در رقابت قرار دارند. کشورها عناصر مشترک چهارگانه‌ای دارند:

  1. سازمان مستمر و بادوام باشد که در فقدان بنیان‌گذارانش نیز به حیات تشکیلاتی خود ادامه دهد.
  2. دارای شعبه‌های محلی باشد که در سطح کشور گسترده است.
  3. رهبرانش در صدد گرفتن قدرت باشند و بخواهند علاوه بر تأثیرگذاری بر نحوه اجرای قدرت، خود نیز در آن مشارکت مستقیم داشته باشند.
  4. در صدد گسترش پایگاه مردمی خود باشند و بکوشند بر تعداد رأی‌دهندگان و هوادارانش بیفزاید.
    رهبران و افراد کلیدی احزاب بیشتر شبیه تجارت پیشگانی سیاسی هستند که بعد از جلب آراء مردم به بهانه‌های مختلف، اقدام به فروش این آراء به رقیبان می‌کنند یا از آن در اهداف سیاسی و اقتصادی خود استفاده می‌کنند. (ایوبی 1382 ش, 37-44)
    احزاب را با معیارهای گوناگونی طبقه‌بندی و تفکیک می‌کنند. گاه بر مبنای ایدئولوژی، احزاب را به چپ‌گرا و راست‌گرا تقسیم می‌کنند. با این معیار، طیفی از احزاب ایجاد می‌شود که از راست به چپ ممکن است فاشیست، محافظه‌کار، لیبرال، سوسیالیست و کمونیست باشند. اما این تقسیم‌بندی متعلق به نیمۀ دوم قرن نوزدهم تا پایان نیمۀ اول قرن بیستم است. امروزه در غرب موضوعات سیاسی جدیدی مانند محیط‌زیست، حقوق حیوانات، فمینیسم و… پدیدآمده و طبیعتا این موضوعات نیز در شکل‌گیری احزاب یا در محتوای ایدئولوژی آن‌ها تأثیرگذار است و دیگر به‌آسانی نمی‌توان گفت تنها اعلام محافظه‌کاری یا سوسیالیسم کافی است تا مردم جذب یک حزب شوند. در واقع احزاب باید تکلیفشان را با مسائلی نظیر محیط‌زیست و حقوق حیوانات و غیره روشن کنند تا شهروندان بتوانند تصمیم بگیرند که می‌خواهند عضو آن‌ها شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *