نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: عوامل روی آوردن افغان ها به مسیحیت
4- کمکهای مالی مسیحیان
در دوره اشغال، تعدادی بالغ بر 500 مؤسسه خارجی با عنوانهای مختلف در حوزههای متفاوت و زمینههای گوناگون در افغانستان فعالیت داشتند که مبالغ هنگفت میلیارد دالری، سالانه بر آنها هزینه شده است. آیا این تعداد مؤسسه و این همه هزینه، فقط از جهت خیرخواهی و انسان دوستی بلوک غرب در افغانستان بوده است؟ اگر این مبالغ واقعاً برای ریشهکن کردن فقر از افغانستان به مصرف میرسید، قطعاً باید فقر از دامان افغانستان برچیده میشد. کمکهای مالی مسیحیت که بر افغانستان سرازیر میشد، در پی پیاده نمودن اهداف کلیسا و کشیشان مسیحیت به مصرف میرسید، نه در جهت ریشهکن نمودن فقر. کلیساهای خانگی که در نقاط مختلف کشور فعالیت داشتند و همواره تعلیم و تدریس انجیل مشغول بودند، کتابهای ترجمه شدهی انجیل به دری و پشتو و دیگر کتب در زمینه آیین مسیحیت که در بحثها گذشته نیز تذکر یافت، بهترین گواه این ادعا هستند. انتخاب افراد برای دعوت و تبلیغ تنصیریهای مسیحی، تصادفی و غیر عمدی نبوده است، بلکه آنها افرادی را هدف قرار میدادند که از نگاه اقتصادی ضعیف بوده و نیاز جدی به پول داشتهاند. سپس شکار خود را با زیرکی تمام تحت تعقیب و بررسی قرار میدادند و ملاقات خود را با آنها تصادفی جلوه میدادند. از آنجایی که دعوت به مسیحیت بر معیار عقل و منطق برابر نبوده است، تنصیریها در مجامع علمی در مقابل افراد با سواد که از عقل و منطق کافی برخوردار بودند، ظاهر نمیشدند و دعوت خود را اظهار نمیکردند، بلکه جستجو میکردند که کدام فرد فقیر و بیسواد است و نیاز به پول دارد. او را به وعده دادن به پول و اسکان در خارج فریب داده، به مسیحیت دعوت میکردند. اما دیری نگذشت که با برچیدن شدن بساط جمهوریت، نقاب از چهرهی آنها کنار رفت و صورت واقعی آنان نمایان گردید و دیگر جای برای ماندن نداشتند که سرانجام فرار را بر قرار ترجیح دادند.