ترتیبکننده: کرار
بعد از بعثت
اسلام آوردن عمر بن الخطّاب رضیالله عنه
خداوند متعال، اسلام و مسلمانان را با اسلام آوردن حضرت عمر بن الخطاب العدوی القرشی، تقویت نمود. عمر مرد با هیبت و نیرومندی بود. پیامبر اسلام صلیالله علیه و سلم به اسلام آوردن او بسیار علاقهمند بود و از خداوند متعال برای این منظور دعا میخواست. ماجرای اسلام آوردن حضرت عمر رضیالله عنه جالب و شنیدنی است، خواهرش فاطمه بنت الخطاب و شوهر او سعید بن زید قبلا مسلمان شده بودند. البته اسلام آوردن خود را بنا بر خشونت عمر، از وی پنهان میکردند. خبّاب بن الأرت نزد فاطمه رضیالله عنها میآمد و به او قرآن آموزش میداد. روزی حضرت عمر در حالی که شمشیرش را حمائل کرده بود به قصد رسول اکرم صلیالله علیه و سلم و گروهی از یارانش بیرون آمد. به او خبر رسیده بود که آنها نزدیک صفا در خانهای گرد آمده اند. در راه، نعیم بن عبدالله که از قوم بنی عدی، و فامیل حضرت عمر رضیالله عنه بود، با او ملاقات کرد. او که مسلمان شده بود به عمر گفت: کجا میروی؟ عمر گفت: قصد دارم به سوی محمّد بروم که به دین ما اعتقاد ندارد و در میان قریش تفرقه انداخته و از آنها انتقاد میکند و خردمندان را سفیه و نادان میشمارد و خدایان ما را بد میگوید، میخواهم او را به قتل برسانم. نعیم گفت: عمر! تو را نفست فریب داده است. اگر راست میگویی چرا نزد افراد خانواده خود نمیروی و جلوی آنها را نمیگیری؟ عمر با تعجب پرسید: کدام یک از افراد خانواده؟ نعیم گفت: منظورم خواهر و پسر عمویت سعید بن زید هستند که به راستی اسلام آورده اند و از حضرت محمّد صلیالله علیه و سلم پیروی مینمایند. اگر قدرت داری جلوی آنها را بگیر!