نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: چالشهای فرهنگی افغانستان
مکاتب
مکاتب دولتی و خصوصی تا حدودی از نصاب بروز، استادانی مجرب و آمادهتر از مدارس دینی برخوردار بودند. اما این مکاتب نیز مشکلات فراوان خود را داشتند. اولین مشکل در استخدام استادان علوم دینی بود. این استادان قرار بود که فرهنگ اسلامی را به شاگردان مکاتب تدریس نمایند، درحالیکه تعداد زیادی از آنان سند فراغتی بر اساس معادله یا امتحان سویه داشتند و از علوم دینی درک کافی نداشتند. این مسئله باعث میشد تا فهم دین در بین شاگردان مکاتب به شدت پایین بیاید و فاصله عمیقی بین مکتب و مدرسه ایجاد شود. مشکل دیگر معارف موجودیت استادان ضعیف در چوکات آن وزارت بود. در افغانستان تدریس و معلمی شغلی کم در آمد و درجه سوم است. تمام دولتها در تاریخ کشور، کمترین اهمیت را به معارف و کمترین معاش را به معلمان اختصاص میدادند. این کم توجهی عامدانه به معارف از جانب دولت، علاوه بر اینکه باعث رشد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و … نمیشد، بلکه کشور را به سمت غرق شدن در باتلاقی از مشکلات فراوان سوق میداد. کمتوجهی دولت به معارف باعث شد، مردم و خانوادهها نیز به معارف اهمیت خاصی قائل نشوند. مردم ما اولاد خود را بدون در نظر گرفتن نیاز اجتماعی و اهمیت رشته، به پر درآمدترین رشتهها سوق میدهند. معلمی که درآمد خیلی کمی دارد، به طور معمولی ضعیفترین شاگردان درمانده، در نهایت معلم میشوند. البته معلمین لایق در سطح وزارت معارف زیاد و قابل قدر اند؛ اما روال عمومی چنین بود. این وضعیت باعث ضعف معارف در افغانستان بود
سایه همسایه