نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: چالشهای فرهنگی افغانستان
مکاتب
معارف از پُرکارمندترین ادارات دولتی کشور است. یکی از معایب این اداره بزرگ این است که در استخدام اساتید در مکاتب محروم قراء و قصابات کشور، به طور معمول از اساتید محلی که معمولاً دانشی به مراتب پایینی دارند استفاده میکند. این استادان به یقین شاگردانی خیلی ضعیفی تربیت نموده و امیدی برای رشد و تغییر در آن مناطق باقی نمیماند؛ مگر این که خانوادهها خودشان فرزندان خویش را به شهرها بفرستند تا مکتب و کورسهای آمادگی را با هزینه شخصی به پیش ببرند . قبل از انقلاب کمونیستی در افغانستان خیلی از استادان معارف از ولایات درجه یک به ولایات درجه سه فرستاده میشدند تا باعث تغییر و تحول در سطح دانش و بینش مردم آن ولایات شوند. این روند بعد از انقلاب متوقف شده و دیگر هیچ استادی حاضر به ترک منطقه خود نمیشود. فشار دولت در این زمینه باعث ترک وظیفه از جانب استاد به دلیل پایین بودن معاش میشود. نصاب تحصیلی مکاتب نیز مانند مدارس دینی خالی از اشکال نبود. در نصاب مکاتب به بهانه خشونت زدایی، تمام آموزههای انسانساز و قوی اسلامی مانند جهاد، اقامه حدود، دفاع از وطن اسلامی، برادری تمام مسلمانان، کفر ستیزی، حجاب و … حذف شدند و بجای آن اساسات و اصول دموکراسی، پلورالیزم، سیکولاریست، لیبرالیستی و … با الفاظ کودکانه و مطابق سویهشان جابهجا گردیدند.
سایه همسایه