تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع: گذری کوتاه بر زندگانی امام ابوحنیفه رحمهالله
توجه به علم فقه
پس از آن که امام ابوحنیفه رحمهالله متوجه گردید که صحابه و تابعین به علم کلام مشغول نبوده اند، با آن که در این میدان تواناتر و به رموز کلامی آگاهتر بودند به يکباره از کلام و مشاجرات کلامی متنفر گردیده و راهی میدان فقه و شریعت گردید و در این عرصه به تکاپو برخاسته و آستین همت را بالا زد و آغاز کارشان چنین بود که ایشان در نزدیکی حلقهی درس حماد مینشست تا این که روزی زنی نزد ایشان آمد و از مردی از ایشان سؤال کرد که میخواهد زنش را بر طریقهی سنت طلاق بدهد که این مرد باید چه بگوید؟ ایشان جوابی برای این سؤال نیافته و از آن زن خواست که سؤال خویش را از حماد بپرسد سپس جوابی را که از حماد میشنود، به ایشان بگوید، آن زن چنین کرد؛ پس امام علم کلام را ترک نموده و در حلقه ی درس حماد نشست و هر آن چه را که حماد میگفت یا با یاران و شاگردانش در میان میگذاشت حفظ مینمود. حماد متوجه این علاقهی سرشار و استعداد فوقالعادهی امام گردید و ایشان را ده سال تمام در صدر حلقه در برابر خویش مینشاند، تا این که این خلجان در نفس امام پدید آمد که برای خویش مستقلاً حلقهی درس جداگانه تأسیس نماید؛ صبح آن شبی که امام عزم خویش را بر تأسیس حلقهی جداگانه جزم کرده بود، در حلقهی درس حماد نشست که در این هنگام خبر مرگ یکی از نزدیکان حماد که جز وی وارث دیگری نداشت به وی رسید؛ حماد به سبب آن، نیاز به مسافرت پیدا کرد تا ارثیهاش را دریافت نماید و امام رحمهالله را در حلقهی درس فقه جانشین خویش ساخت و دو ماه تمام غائب گردید؛ وقتی که از سفر باز آمد در این مدت امام از شصت مسأله مورد پرسش قرار گرفته بود که هيچيک از آنها را از حماد نشنیده بود پس هر شصت مسأله را جواب داده بود سپس آن مسائل را با حماد در میان گذاشت که حماد در چهل مسأله با ایشان موافقت و در بیست مسأله دیگر با ایشان مخالفت نمود این بود که امام مصمم گردید که تا دم مرگ حماد هرگز از وی مفارقت ننماید.
فقیـه عـراق