نویسنده: محبوبی
مقدمه
از دســت و زبــان کـه بـر آیــد کز عهدهی شکرش به در آید
بنده همان به که ز تقصیر خویش عـذر بـه درگـاه خـدای آورد
ور نــه ســزاوار خــداونــدیاش کـس نتواند که بهجای آورد
نخست سپاس و ستایش خدای را که سخنوران، در ستودن او بمانند و شمارندگان، شمردن نعمتهای بیکران او ندانند و کوشندگان، حق او را گزاردن نتوانند و سلام و درود بر روان پاک پیامبر نازنینش محمّد مصطفی -صلّیاللهعلیهوسلم- و اصحاب گرانقدرش که اسلام، ایمان و سرافرازی را مدیون زحمات بیدریغشان هستیم. شکر شایان، نثار ایزد منان که توفیق را رفیق راهم ساخت تا باری دیگر، بابی دیگر از تاریکخانه ذهنم گشوده شود، حقایق پنهانی آشکار گردد، نقاب دوستی از چهرهی نحس دشمنان کنار رود و چهرهی واقعی آنها برملا گردد و سرانجام کتابی دیگر نوشته آید. همچنین سپاس خدای را که مأموریت (ترویج دموکراسی) دشمنان را محکوم به شکست نمود و بندگانش را از این امتحان سرافراز بیرون آورد.
دموکراسی یا مردمسالاری، پیشینهی دیرینه دارد. نخستین کسانی که بر ساختن این نوع حکومتداری پیش قدم شدند، یونانیان بودند که در دو شهر آتن و اسپارت حکومتهایی بر این اساس و بنیاد تشکیل دادند؛ طوری که همه مردم در این دو شهر در نحوه حکمرانی شرکت نموده و در مجالس عمومی حضور مییافتند و در همه اموری که مربوط حکومت میشد نظر میدادند، تا آنجا که حاکم را انتخاب میکردند، قوانین را تشریع نموده و در اجرای آن قوانین نظارت میکردند و برای افرادی که از قوانین سرپیچی و تخلف مینمودند، مجازات تعیین میکردند. با گذشت زمان دموکراسی همچون دیگر پدیدههای دنیای غرب، با بوق و کرنای زیاد وارد جوامع اسلامی گردید. مسلمانان نسبت به آن مواضع مختلفی اتخاذ نموده، واکنشهای گوناگون از خود نشان دادهاند. چنان که برخی از جوامع اسلامی، ندای دموکراسی خواهی و مردمسالاری سر دادهاند و راه بازگشت به حکومت اسلامی و تطبیق شرع الهی را باور به دموکراسی قلمداد نموده، آن را در صندوقهای رأی جستجو نمودند و در جهت مقابل، برخی از جوامع اسلامی، دموکراسی را دینی جداگانه و اختراع دنیای غرب دانسته که با اعتقادات و باورهای اسلامی در تضاد است و باید جوامع اسلامی از تمامی اجزاء آن دور نگه داشته شود. اسلام امری خصوصی و معطوف در زمینههای معنوی نیست، بلکه دین جامع و کاملی است که تمام ابعاد زندگی انسان، اعم از مادی و معنوی، فردی و اجتماعی را در برمیگیرد.