تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:اخلاق امام ابوحنیفه رحمهالله
مجالد گوید: نزد هارونالرشید بودم که ناگهان ابویوسف وارد شد؛ هارون به او گفت از اخلاق ابوحنیفه برایم بگو او گفت به خدا سوگند او بینهایت از حرامهای خداوند دوری میجست و از اهل دنیا کناره میگرفت و بسیاری از اوقات ساکت بود و در دریای اندیشه غوطه ور؛ مردی یاوهگو و بیهودهگویی نبود؛ اگر از او در مورد مسألهای سؤال میشد که آن را میدانست پاسخ میداد. ای امیرالمؤمنین! من از او جز مردی که خود و دینش را حفظ مینمود نمیدانم؛ او هیچ کس را جز به خیر و نیکویی یاد نمیکرد.
سپس هارون الرشید :گفت این عادات از اخلاق صالحین است.
معافای موصلی میگوید در ابوحنیفه ده خصلت وجود داشت که هیچیکی از آنها در انسانی تبلور نمییابد مگر این که رئیس و رهبر زمان و قبیلهی خود میشود:
1_ ورع و پرهیزگاری
2_ راستگویی
3_ پاکدامنی
4_ وارستگی
5_ مدارا با مردم
6_ محبت و دوستی راستین
7_ اقبال بر امور سودمند
8_ سکوتی طولانی
9_ حقگویی و حقشناسی
10_ كمک و یارینمودن نیازمندان و مصیبتزدگان، اگر چه که دشمن وی میبودند.
اسحاق بن ابی اسرائیل میگوید قومی به نزد ابن عیینه از ابوحنیفه یاد کردند و برخی بر وی ایراد وارد نمودند. سفیان گفت: خاموش باشید! ابوحنیفه از همه مردم بیشتر نماز میگزارد و از همه امانتدارتر بود و از لحاظ مروت و جوانمردی نیز بهترینشان بود.
فقیـه عـراق