نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: اوضاع افغانستان در عصر کمونیسم
وضعیت ادبی
افراطگرایی در استفاده از «رنگ سرخ»
ادامه
چنانکه قبلاً تذکر یافت، متون ادبی این دوره مملو از واژههای سرخ بود. در ذیل به برخی از تعبیرهای سرخ در متون ادبی آن روزگار پرداخته شده است: «… گونههای سرخ، دیدگاه سرخ، سرخی پر شبنم گلبرگ، سرخ زمین، گلواژههای سرخظفر، شعور سرخ، درفش سرخ، سرگذشت سرخ آفتابها، امید سرخ، دستهای سرخ، لحظههای سرخ سرود، نگهی سرخ آفتاب و…» (الهام، 1364: 77).
سرخی و رنگ سرخ، به علاوهی اشعار در داستانهای این دوره نیز نفوذ کرده و خودنمایی میکرد:
«… و من در قطاری که روانهی کندز بود، سوار شده عازم آنجا شدم. در راه، در نزدیکی شهر و بازار و حتی در فاصلههای چهار پنج کیلومتری بر بالای اکثر قلاعها میدیدم که بیرقهای سرخ در اهتزاز است و لوحههای سرخ در آن به نظر میخورد…» (نایل، 1364: 63).
متن فوق، دقیقاً بیانگر واقعیت تلخ آن روزگار است. اما قابل به ذکر است که با گسترش شدن رنگ «سرخ» در همه ابعاد زندگی در آن روزگار، اعم از بهکارگیری رنگ سرخ در امور اجتماعی مثل رنگ کردن قسمت بالایی دروازههای منازل و دکانها و نوشتن شعارها روی پارچهی سرخ و رسوخ آن در ادبیات و همچنین کشتارهای دسته جمعی مردم که جامعه و سرنوشت مردم به رنگ سرخ یعنی خون آغشته شده بود، انزجار و نفرت شدیدی نسبت به آن رنگ در میان مردم ایجاد شده بود، به گونهی که حتی این نفرت و انزجار را در بعضی از اشعار شاعران نیز میتوان یافت؛ چنانکه یکی از شاعران این دیار، مراتب انزجار و نفرت خویش را از رنگ سرخ چنین ابراز نموده است:
«شعلههایی که
کلبهها را بلعیدند
سرخ بودند
و خاکستر بر جا ماندند
خونهایی که پاشیدند و پاشیدند
روی تقویم تمام سال
سرخ استند هنوز
رنگ برگ پاییز
رنگ دلتنگ غروب
سرخ
سرخ
رنگ کابوسهایم حتی
همه
سرخ سرخ اند» (همان).
افغانستان در چنگال کمونیسم