نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل سوم: اوضاع افغانستان در عصر کمونیسم
وضعیت ادبی
داستان در دورهی کمونیستی
ادامه
داستان «دشت الوان» از جمله آثاری است که توسط ببرک ارغند از نویسندگان دوره کمونیستی نگارش یافته است. ببرک ارغند از جمله نویسندگان پرکار و طرفدار نظام کمونیستی بود. بخشی از داستان کوتاه وی را که گواه برجستهای جهتگیری و طرفداری حزبی وی است، محمد جواد خاوری داستاننویس معاصر و مهاجر در مقالهی تحت عنوان «شرح این قصه» چنین آورده است:
«در بیرون قلعه جنگ دوباره گرم و داغ شد. چهچهه مسلسلها و کلاشینکوفها در مقابل صدای خشک و بی مزهی مسلسلهای چینایی و ماشیندارهای آمریکایی، صف آراستند و در فواصل معین تانکها نیز خشمناک میغریدند و از گلوگاه قطور خویش آتش سرفه میکردند. نیم ساعت بعد صدای ناراحتکننده تفنگهای رسته اشراف [منظور صف مجاهدین است] خاموش شدند. گفتی تفنگهایشان لال شده بود. گویی انگشتانی که ماشهی آنها را میکشیدند، سرد و بی روح شده بودند» (خاوری، 1374: 236).
نویسنده در ادامه میافزاید که «در اینجا بهوضوح میبینیم که نویسنده [ببرک ارغند] صدای مسلسلها و کلاشینکوفهای روسی را به «چهچه» تعبیر مینماید، اما در مقابل صدای ماشیندارهای چینایی و آمریکایی را که به زعم او در اختیار مجاهدین است «خشک و بیمزه و ناراحت کننده» توصیف میکند» (همان). در چنین وضعیتی، جز افراد انگشتشماری که گرفتار گرایشهای کمونیستی نشده بودند، تعداد زیادی گرفتار گرایشهای کمونیستی شده، به این یکسونگریها مبتلا بودند و تمام تلاش خود را در پای آرمانخواهیهای کمونیستی ریختند.