تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستانهایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمهالله
تعبیر خواب
گویند: خلیفهی وقت در خواب فرشته مرگ را دید از او پرسید که از عمر من چند وقت باقی مانده است؟
ملك الموت دست بلند کرد و به پنج انگشت اشاره کرد.
خليفه تعبیر این خواب از معبران زیادی پرسید اما جوابش را نیافت؛ در آخر از امام ابوحنیفه پرسید. امام فرمود اشارتِ پنج انگشت به پنج علم است؛ یعنی آن پنج علم را کسی نمیداند و این پنج علم در این آیه است که حق تعالی میفرماید: إنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَينَزِّلُ الْغَيْثَ وَيعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِى نَفْسٌ بِأَى أَرْضِ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
(لقمان (۳۴)
در حقیقت خداست که علم [به] قیامت نزد اوست و باران را فرو میفرستد و آنچه را که در رحم هاست میداند و کسی نمیداند فردا چه به دست میآورد و کسی نمیداند در کدامین سرزمین میمیرد در حقیقت خداست [که] دانای آگاه است.
پرهیز از همنشینی با ستمگران
ابن هبیره (متوفی ١٠٧هـ) والی و سردار مشهور کوفه با لجاجت و اصرار از امام ابوحنیفه درخواست کرد که گاهی قدم رنجه فرمایید و با آمدن خود پیش ما بر ما منت بگذارید امام فرمود چرا به دیدار تو بیایم؛ اگر با مهربانی رفتار کنی میترسم در دام تو گرفتار شوم اگر سختی کنی برایم ذلت محسوب میشود. آنچه از زر و مال در نزد تو است نیازی به آن ندارم دولتی دارم که کسی نمیتواند آن را از من بگیرد.