فهرست بستن

فقیـه عـراق

تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستان‌هایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمه‌الله
مطابق با شریعت
از برکات احتیاط امام ابوحنیفه رحمه‌الله بود که شعبی که استاد او بود و پیر شده بود. خلیفه مجمعی ساخت و شعبی را فراخواند و علمای بغداد را حاضر کرد و شُرطی «سرباز» را بفرمود تا به نام هر خادمی ضیاعی «زمین‌های کشاورزی» بنویسد، بعضی به اقرار و بعضی به ملك و بعضی به وقف. پس خادم آن خط را پیش شعبی آورد – که قاضی بود ـ و گفت امیرالمؤمنین می‌فرماید که بر این خط‌ها گواهی بنویس بنوشت و جمله‌ی فقها بنوشتند.
پس به خدمت ابوحنیفه آوردند :گفتند امیرالمؤمنین می‌فرماید که گواهی بنویس گفت: کجاست. گفتند: در سرای. گفت: امیرالمؤمنین این جا آید یا من آن جا روم تا شهادت درست آید. خادم با وی درشتی کرد که قاضی و فقها و پیران نوشتند تو از جوانی فضولی می‌کنی؟ پس ابوحنیفه گفت: لَهَا مَا كَسَبَتْ. خلیفه رسید شعبی را حاضر کرد و گفت: برای گواهی دادن این به سمع دیدار لازم است یا نه؟ گفت: بلی لازم است. گفت: پس تو مرا کی دیدی که گواهی نوشتی؟ شعبی گفت: دانستم که به این کار بنا به دستور تو است، لکن نمی‌توانستم که برای درست بودن شهادت دیدن تو را بخواهم. خلیفه گفت: این سخن از حق دور است و این جوان برای قضاوت شایسته‌تر می‌باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *