تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستانهایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمهالله
بینش ژرف
روزی امام ابوحنیفه به دیدار استادش اعمش رفته بود. در آن هنگام مردی به نزد اعمش آمد و مسألهای از وی سؤال نمود.
اعمش به ابوحنیفه گفت: جواب این مرد را بده و او هم پاسخ گفت. اعمش به او گفت جواب مسأله را از کجا دانستی؟
فرمود از حدیثی که تو برای من روایت نمودی او به روایت احادیث پرداخت که بعد از روایت چند حدیث اعمش به او گفت همین قدر کافی است آن چه را که من برای تو در طول يك سال روایت نمودم، تو در يك ساعت روایت مینمایی، به راستی که تو طبیب و ما دارو فروشیم!
تأثیر دعا
اسماعیل بن حماد، نوهی امام ابوحنیفه گفته است:
به خدا سوگند هيچيک از نیاکان و اجداد ما برده نبوده اند، جدم، امام ابوحنیفه در سال ۸۰ هجری دیده به جهان گشود و پدرشان ثابت، در آوان کودکی به نزد علی بن ابی طالب رفت و آن حضرت دعا کرد که خداوند بر او و فرزندانش برکت ارزانی دارد؛ امیدواریم که دعای آن حضرت مقبول بارگاه حق افتاده باشد.