تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستانهایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمهالله
احترام به استاد
احترامی که امام ابو حنیفه برای استادش، حماد قایل میشد، عجیب و شگفت آور بود؛ به قصد دیدار استاد به خانهاش میرفت و در پشت در منزلش انتظار میکشید، تا این که او برای ادای نماز یا کار دیگری بیرون میآمد؛ سپس از او سؤال مینمود و او را همراهی میکرد و در مواقع لازم به خدمتکاری و خدمت گزاری استاد میشتافت. زمانی که در منزل نشسته بود پاهایش را به سوی منزل استادش دراز نمیکرد و به هنگام نماز برای استادش حماد و پدر و مادر خود دعای خیر مینمود.
امام ابوحنیفه هیجده سال تمام به این همراهی و مصاحبت ادامه داد تا این که حماد وفات نمود و شاگردان کلاس حماد به اتفاق نظر، امام ابوحنیفه را به جانشینی او برگزیدند؛ به راستی که او بهترین جانشین برای بهترین سلف بود.
محمد بن حسین بن ابی بشیر میگوید: من از ابوحنیفه شنیدم که میگفت هیچ گاه از وقتی که استادم حماد فوت نموده است نمازی نخواندم مگر این که برای او و پدر و مادرم از خداوند متعال طلب آمرزش نمودم. به درستی که من برای آن کس که از وی علم آموختم یا به او علمی آموزش دادم، آمرزش میطلبم. ” و نیز از امام ابوحنیفه روایت شده که گفته است به خاطر احترامی که برای حماد قائل بودم هیچ گاه پاهایم را به سوی خانهاش دراز ننمودم در حالی که میان خانهی من و خانهی او هفت کوچه فاصله بود.
سپس موفق مکی گفته است:
نعمان کان ابر الناس كلهم بوالديه و بالاستاذ حماد
قدكان يدعوله ماعاش مجتهداً شانی بذا كل محمود و حماد
و كان يفتح بالحماد دعوتــــــه و لايحابي لآباء وأولاد
ابو الإفادة أولى بالبداية من أبى الولادة عند الواحد الهادي
ما مد رجليه يوماً نحو منزله و دونه سلك سبع كاطراد
«نعمان نیکوکارترین همه مردم نسبت به پدر و مادر و استادش حماد بود؛ او همواره برایش تا هنگامی که زنده بود دعا مینمود و در حالی که او بدین دعا ستوده شده و ستایندهای را میخواست با دعا استادان و شاگردانش را یاد مینمود. او همواره دعای خود را با استادش حماد، شروع میکرد و نیاکان و فرزندان خود را بر او برتری نمیداد نزد خداوند یگانه راهنما آغاز دعا با استاد بهتر از افتتاح آن به پدری است که از او زاده شده است. او پای خود را هیچگاه به سمت منزل استادش داراز ننمود در حالی که جلوی روی او هفت کوچه پشت سرهم قرار داشت».
فقیـه عـراق