فهرست بستن

اصلاح قلب‌ها

تالیف: عمروخالد
ترتیب‌کننده: عاطف
موضوع: اخلاص تنها راه نجات از سختی‌های دنیوی است
ادامه
نوبت به دومی رسید و به خالص‌ترین کاری که در زندگی برای خداوند متعال انجام داده بود می‌اندیشید. برادرجان، تصور کن تو درون غار بودی. آیا حرفی برای گفتن داشتی؟ چه می‌خواستی بگویی؟ آیا هیچ عمل صالحی که مثل یک راز فقط میان تو و خداوند باشد وجود دارد؟ دومی گفت: «خدایا! من دختر عمویی داشتم که واقعاً عاشقش بودم و او را به کامجویی فراخواندم، ولی او سر باز زد. پس از مدتی به شدت فقیر و تنگدست شد و نزد من آمد تا مبلغی را به او قرض بدهم. من هم شرط گذاشتم که در مقابل صد و بیست دینار خودش را در اختیار من قرار بدهد و او به خاطر نیاز شدید پذیرفت. وقتی شرایط مهیا شد به من گفت: «ای بنده خدا، از خدا بترس. من بر تو حرامم.» پس من برخاستم و آن‌جا را ترک کردم و به او گفتم: «پول را بردار و برو.» پروردگارا! اگر این کار را به خاطر کسب رضایت و خشنودی تو انجام دادم، پس فرجی حاصل نما.» در این هنگام صخره تکانی خورد، ولی هنوز نمی‌توانستند از غار بیرون بیایند.

نوبت سومی رسید و گفت: «بارالها، کارگرانی نزد من کار می‌کردند و من دست‌مزدشان را می‌دادم. یک روز یکی از کارگران رفت و دستمزدش را نگرفت. من با آن دستمزد کار کردم و آن را افزایش دادم تا این که به ثروتی هنگفت تبدیل شد. مدتی بعد، آن مرد بازگشت و گفت: «دستمزد من را بده.» من به او گفتم: «همه‌ی این چارپایان از گاو گرفته تا گوسفندان مال توست.» مرد گفت: «آیا مرا مسخره می‌کنی؟» گفتم: «به خدا قسم تو را مسخره نمی‌کنم.» او همه چیز را برد و چیزی برایم نماند! خدایا! اگر این کار را فقط به خاطر تو انجام دادم، پس ما را از این مصیبت نجات بده.» در این‌جا صخره کنار رفت و هر سه نفر از غار بیرون آمدند.

این مثال مرا بر آن می‌دارد که از خواننده‌ی این مطلب بپرسم: آیا میان تو و پروردگارت کار بزرگی هست که هنگام گرفتاری‌ها و بحران‌ها بگویی: «خدایا! من این کار را فقط به خاطر رضایت و خشنودی تو انجام داده‌ام، پس مرا از این مصیبت برهان.» من می‌ترسم که بعضی‌ها حرفی برای گفتن یا کاری برای انجام دادن نداشته باشند. جنید گوید: «اخلاص رازی است میان خدا و بنده‌اش، نه فرشته‌ای از آن باخبر است تا آن را بنویسد و نه شیطانی که آن را از بین ببرد.» بنابراین اخلاص میان تو و خداست. به خدا قسم وقتی وسعت اخلاص، قلبت را در بر می‌گیرد، تو آن را احساس خواهی کرد. در یک لحظه اخلاص را حس می‌کنی که چشمت از آن اشک می‌ریزد، قلبت از آن می‌خروشد و با تمام نیرو به انجام طاعات می‌پردازی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *