تالیف: عبدالهادی مجاهد
ترتیب کننده: محبوبی
مقاومت در برابر جنگ فکری
جنگ نظامی گاهی از طریق حصول غلبه بر دشمن و گاهی هم از طریق صلح و متارکه متوقف میگردد؛ اما جنگ فکری جنگی است که توافق و میانجیگری را قطعاً نمیپذیرد و به صلح در آن جایگاهی وجود ندارد. جنگ فکری تنها در صورت غلبۀ فکری متوقف میگردد و بس؛ و تا زمانی که یک طرف درگیر بر طرف مقابل به طور کامل غالب نگردد، این جنگ ادامه مییابد. در عرصۀ جنگ فکری، نه اسلام با دشمنانش صلح و میانجیگری را میپذیرد و نه کفر.
زمانی که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در مکه مکرمه علیه شرک و کفر به تنهایی جنگ فکری را آغاز نموده بود، کفار مکه از ادامه این جنگ خسته و ناراحت شدند و به ابوطالب، عموی رسول الله (صلی الله علیه وسلم)، مراجعه نمودند تا میان آنها و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) میانجی شود و پیامبر را از مبارزه بر ضد افکار و نظریات شرکی آنها باز دارد. ابوطالب این پیشنهاد کفار را به تمام عطوفت و مهربانی به رسول الله (صلی الله علیه وسلم) تقدیم نمود. ولی رسول الله (صلی الله علیه وسلم) که از خطرات و عواقب ناگوار توقف جنگ فکری به خوبی آگاهی داشتند، به عموی خود چنین فرمودند:
«وَاللَّهِ يَا عَمِّ، لَوْ وَضَعُوا الشَّمْسَ فِي يَمِينِي، وَالْقَمَرَ فِي يَسَارِي، عَلَى أَنْ أَتْرُكَ هَذَا الْأَمْرَ مَا فَعَلْتُ، حَتَّى يُظْهِرَهُ اللَّهُ أَوْ أَهْلَكَ دُونَهُ».
(ای عمویم! سوگند به خدا که اگر کافران آفتاب را در دست راستم و مهتاب را در دست چپم بگذارند تا این کار را ترک کنم، این کار را ترک نخواهم کرد تا آنکه خداوند متعال آن را بر کفر غالب گرداند یا اینکه خودم در این راه بمیرم.)
اگر به این موقف پیامبر (صلی الله علیه وسلم) دقت کنیم، میبینیم که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در شرایطی به دوام مبارزۀ فکری خود قسم یاد میکند که در میدان مبارزه تنها قرار دارد و حتی عمویش نیز در کنارش نمیایستد؛ ولی با وجود آن میفرماید که اگر کفار شروط ناممکنی چون گذاشتن آفتاب و مهتاب را در دستهای ایشان نیز ممکن بسازند، با آن هم از دشمنی فکری با آنها دست نخواهد کشید. این موقف قاطع پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به این مطلب دلالت میکند که در اسلام، صلح و میانجیگری در عرصۀ جنگ فکری بر ضد کفار جایگاهی ندارد.
در جنگ فکری با غرب