نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: نبود برنامه منظم برای احیاء فرهنگ افغانی
افغانستان تا اوایل قرن بیستم با توجه به عدم تأثیرپذیری خارجی، دارای فرهنگ ناب و مخصوص به خود بود که از دو منبع بزرگ فرهنگی تغذیه میشد: یکی اسلام و دیگر عنعنات ملی.
بعد از دهه دموکراسی و به دنبال آن انقلاب ننگین هفت ثور بود که تلاشهای برای از بین بردن فرهنگ افغانستان توسط اغیار و پیروان داخلیشان شروع شد. در این مدت اکثر شهرهای کلان کشور تا حدودی تحت تأثیر تهاجم فرهنگی قرار گرفتند، در حالیکه بخش عمدهای مردم، حد اقل بیشتر از هشتاد درصد جامعه کشور در آن زمان در قریهجات و قصبات زندگی میکردند، مردم اطراف شهرها، فرهنگ ملی، هویت، ارزشها و زبان اصیل خویش را تا همین حالا حفظ کرده اند. دین در زندگی افغانها به شدت حضور دارد. طوری که اسلام حتی برای یک دهقان بیسواد دهاتی عبارت است از افق فکری، نظام ارزشها و مجموعه قوانین که رفتار او را تبیین میکند. پیروی و انقیاد از دین در بین مردم عادی بهشدت و قوت ادامه دارد و از آن در تاپای جان محافظت میکنند.
سایه همسایه