تالیف: سعدیه سالازهی
ترتیب کننده: کرار
موضوع:داستانهایی از زندگی امام ابو حنیفه رحمهالله
مناظره با یحیی بن سعید
يحيى بن سعيد قاضي كوفه بود و در دربار منصور، خلیفهی عباسی، جایگاه برجستهای داشت؛ البته نتوانست از چنان نفوذی که امام ابوحنیفه داشت، بهرهمند شود و همیشه از این امر در شگفت بود و خطاب به مردم میگفت: اهل کوفه عجب مردمان ساده لوحی هستند همهی آنها به اشارهي يك نفر میچرخند!
امام ابوحنیفه چند نفر از شاگردان ممتاز خود را به سرکردگی ابویوسف و زفر فرستاد تا با قاضی یحیی مناظره کنند. امام ابویوسف با طرح مسألهای مناظره را آغاز کرد. ایشان پرسید: اگر غلامی بين دو نفر مشترك باشد و فقط يك نفر از صاحبان بخواهد او را آزاد کند آیا میتواند این کار را بکند یا نه؟ قاضی یحیی گفت: نمیتواند؛ زیرا در حدیث آمده است: «لاضرر و لاضرار»؛ یعنی کاری که از آن به شخصی دیگر ضرر برسد جایز نیست و در این مسأله به شريك ديگر ضرر میرسد شريك اول حق آزاد ساختن يك جانبه را ندارد. امام ابویوسف پرسید: اگر شريك دوم آزاد ساخت؟
قاضی یحیی گفت حالا جایز است و غلام آزاد میگردد.
امام ابویوسف گفت: شما خودتان با قول خودتان مخالفت کردید؛ زیرا نزد شما غلام با آزاد كردن يك شريك آزاد نمیشود و همچنان غلام باقی میماند؛ یعنی در صورت مذکور كه يك شريك آزاد كند مطابق دیدگاه شما این کار او کاملاً بیاثر است. همچنان غلام باقی میماند که قبلاً بوده است، حالا چگونه با آزاد کردن شريك دوم، میتواند آزاد شود؟!
دانا، تواناست
گروهی از خوارج به منزل امام ابو حنیفه رحمهالله حمله بردند و گفتند: از کفرت توبه کن!
امام ابوحنیفه فرمود بسیار خوب از کفر شما توبه میکنم. یکی به خوارج گفت: امام ابوحنیفه هدفش از این جمله چیزی دیگر بوده و شما را فریب داده است.
خوارج دوباره ایشان را گرفتند و گفتند چرا با توریه کردن ما را فریب دادهای؟ حضرت امام ابوحنیفه پرسید: شما از روی یقین میگویید که من توریه کردهام یا فقط گمان میکنید؟ گفتند: نه، ما گمان میکنیم.
حضرت فرمود: پس خود شما باید توبه کنید؛ زیرا خداوند فرموده است ﴿إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ (حجرات (۱۲)؛ یعنی بیتردید بعضی از گمانها گناه است.