تالیف: سید ابوالحسن ندوی
حیا و عفت
یهود از نظر حیا و عفت نیز طوری دچار ضعف و انحطاط شده بودنو که مناسب شأن ملتی که حامل شریعت آسمانی باشد نبود. داستان زیر روشنگر این مدعاست: یک زن عرب وارد بازار بنی قینقاع شد و نزد زرگری رفت و نشست؛ مردم خواستند حجابش را کشف نماید. اما زن قبول نکرد زرگر گوشه لباسش را به پشت او گره زد همین که زن بلند شد عورتش ظاهر گشت همگی به او نگاه کرده و خندیدند. زن فریاد کشید، مردی از مسمانان به زرگر حمله کرده و او را کشت. یهودیها نیز بر مرد مسلمان حمله کرده و او را به شهادت رساندند. چنین به نظر میرسد که این حادثه در نوع خود بیسابقه نبود، ولی وقوع اینگونه حوادث در بازار عربها مشکل بود.
معاملات اقتصادی
اغلب معاملات یهودیها با دیگران بر اساس رهن و ربا خواری انجام میگرفت، موقعیت کشاورزی منطقه «مدینه» فرصت خوبی برای این کار بود چرا که کشاورزان برای کارهای کشاورزی به گرفتن قرض تا زمان درو مجبور میشدند.
یهودیها در معامله رهن فقط به رهن اموال اکتفا نمیکردند، بلکه نوبت به رهن زنان و فرزندان نیز میرسید. امام بخاری در داستان قتل کعب بن الاشرف النضری روایت میکند که محمد بن مسلمه به کعب بن الاشرف گفت که به ما یک یا دو وسق گندم وام بدهید او گفت خیلی خوب ولی شما باید چیزی نزد من رهن بگذارید، آنها گفتند: چه چیزی میخواهید بگذاریم. کعب گفت: زنان خود را نزد من گرو بگذارید. آنها گفتند ما چگونه زنان خود را نزد شما رهن بگذاریم در حالی که آنها زیباترین زنهای عرب هستند. او گفت پس فرزندانتان را رهن بگذارید. آنها گفتند: چگونه فرزندان خود را رهن بگذاریم تا به آنها گفته شود اینها کسانی هستند که در مقابل یک یا دو وسق گندم به رهن گذاشته شدند. این کار برای ما مایه عار و ننگ است، البته ما نزد شما اسلحه رهن میگذاریم