نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
1.تعریف حقوق بشر
ج.حقوق بشر
حقوق بشر اصطلاحی نسبتاً جدید است که پس از جنگ جهانی دوم و تأسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ وارد ادبیات جهانی شد. با توجه به نگرشها و رویکردهای گوناگون برخاسته از مبانی دینی، فلسفی، جامعهشناختی و حقوقی، تعریف جامع و یکپارچهای از حقوق بشر که مورد اجماع همهی طیفهای فکری باشد، وجود ندارد. برخی از اندیشمندان حقوق بشر را با رویکرد حقوق طبیعی تعریف میکنند، در حالی که برخی دیگر با رویکرد پوزیتویستی، جامعهشناختی یا دینی به آن مینگرند. در ادامه، تعاریف هر یک از این رویکردها بررسی میشود:
- رویکرد طبیعی: در این رویکرد، حقوق بشر به عنوان امتیازات کلی تعریف میشود که هر فرد انسانی بهطور طبیعی و ذاتی از آن برخوردار است. این حقوق ناشی از طبیعت انسانی و ویژگیهای فطری او است. برخی از تعاریف مطرح شده در این رویکرد عبارتند از:
- حقوق بشر به معنای امتیازات کلی است که هر فرد انسانی بهطور طبیعی دارای آن است (فلسفی، ۱۳۷۴: ۹۵).
- حقوق بشر تواناییهای طبیعی است که طبیعت روحی، عقلی، غریزی و جسمانی انسان آن را اقتضا میکند (ادباس و ابوزید، ۲۰۱۱: ۲۶).
- حقوق بشر مجموعهای از حقوق طبیعی است که در تملک انسان بوده و با طبیعت او همراه است. انسان همواره این حقوق را با خود دارد، حتی اگر بهطور کامل شناسایی نشده باشد یا توسط حکومتی نقض شود (همان: ۲۷).
- رویکرد پوزیتویستی: در این رویکرد، حقوق بشر به عنوان حقوقی تعریف میشود که برخاسته از توافق و قراردادهای اجتماعی است. این حقوق در قوانین موضوعه تعیین و مورد حمایت قرار میگیرند. برخی از تعاریف مطرح شده در این رویکرد عبارتند از:
- حقوق بشر عبارت است از مجموعهای از امتیازات که برای افراد جامعه، به اعتبار انسان بودن آنان، در قوانین موضوعه مقرر شده و مورد حمایت قرار گرفته است (هاشمی، ۱۳۸۴: ۱۲).
- امروزه حقوق بشر ماهیتاً حقوق قانونی تلقی میشود که در قوانین موضوعه قابل مطالعه و مطالبه است. این حقوق از حقوق اخلاقی که تعهدات غیرالزامی و تکالیف مذهبی هستند، متمایز است.