نویسنده: محبوبی
اصول و مبانی دموکراسی
آزادی تعدد احزاب
ادامه
اگر فرضاً یکی از احزاب به اصطلاح اسلامی در سایهی نظام دموکراسی به قدرت برسد، مجبور است همهی احزاب و افکار غیراسلامی را به رسمیت بشناسد و حتی مجبور است طبق قوانین دموکراسی اجازهی تشکیل حزب کمونیستی را هم بدهد که این امر مخالفت صریح و آشکار با قوانین و اصول دین مبین اسلام است؛ زیرا در دین مبین اسلام هرکه مرتد شد بر او حکم شرعی جاری میگردد، نه اینکه به او اجازه داده شود که حزب تشکیل دهد و مردم را به افکار و معتقدات باطل خود دعوت نماید؛ زیرا در قبول اسلام هیچگونه اجباری نیست «لَا إِكرَاهَ فِي ٱلدِّينِ» (بقره: ۲۵۶). در (قبول) دین هیچ اجباری نیست.
اما اگر شخصی دین اسلام را قبول کرد، باید پایبند قوانین آن باشد و از آن سرپیچی نکند. نکتهی قابل توجه در مورد دموکراسی این است که اساس و پایهی فکر دموکراسی بر وجود و ایجاد اختلاف در بین مردم ریخته شده است؛ زیرا اگر در جامعهی تنها یک حزب وجود داشته باشد، دموکراسی معنی ندارد، بلکه باید احزاب مختلف وجود داشته باشد و همه باید با هم اختلاف داشته باشند، حتی در داخل یک حزب و باید با هم درگیر بوده و به سر کلۀ همدیگر بزنند تا باشد که هدف اساسی دموکراسی که همانا تعدد افکار و احزاب است برآورده شود. برای بیان نمونهی تعدد احزاب و درگیر بودن آنها با هم دیگر، به کشورهای غربی و دور دست اشاره نمیشود، بلکه به افغانستان دوران جمهوریت که نظام دموکراسی بر آن حاکم بود، اشاره میشود. در عصر جمهوریت که نظام دموکراسی بر کشور حاکم بود، به بهانهی آزادی، ایجاد اختلاف و تفرقه در میان مردم افغانستان به حدی بود که صدها حزب و گروه در این کشور تشکیل شده بود. هر کس به رأی و فکر خود با همفکری چند فرد دیگر حزبی تشکیل داده، آن را در وزارت عدلیهی کشور ثبت میکردند تا از این طریق زمینهی چور و چپاول بیشتر برایشان فراهم شود.
مأموریت شکست خورده