مدعیان دروغین حمایت از حقوق زنان باریدیگر با فرا رسیدن هشت مارچ، گردهم آمده و پیرامون وضعیت زنان در افغانستان اظهار نظر مینمایند.
این نشستها و گردهماییها در حالی راهاندازی میشود که از زمان رویکار آمدن حکومت سرپرست در افغانستان، تمام حقوق زنان، طبق دستورات شریعت اسلامی، تامین بوده و در موارد متعددی آنطور که لازم است، از حقوقشان دفاع گردیده است.
مواردی همچون: جلوگیری از ازدواجهای اجباری، تامین حق میراث و مهریه، آزادی از زندانهای خانگی و حفاظت از کرامتشان را، میتوان نمونهای بارز از فعالیتهای حکومت سرپرست در راستای تامین حقوق زنان دانست.
راهاندازی این نشستها توسط مدعیان دروغین حمایت از حقوق زنان، تمرکز آنها بر وضعیت زنان در افغانستان و ادعاهای پوشالیشان در این مورد، نشانگر ماهیت واقعی این نشستها بوده و بیگانه بودنشان با درد و رنج زنان را نشان میدهد.
بهراستی اگر این افراد آنطور که ادعا میکنند، حامی حقوق زنان اند، پس چرا در مورد جنایات رژیم صهیونسیتی در غزه و قتلعام هزاران زن بیگناه در این سرزمین لب به سخن باز نمیکنند؟
چرا در مورد جنایات هولناک جاری در سودان سکوت نموده اند؟ چرا در این موارد وجدانهای نداشتهشان بیدار نشده و پیرامون دفاع از زنان آنمناطق، بیانیه صادر نمیکنند؟ آیا آنها زن نیستند یا شاید باداران غربیشان وظیفهی دیگری برایشان تحت نام حمایت از زنان تحمیل نموده است؟
بهراستی چرا این نهادهای پوشالی در بیستسال زمان اشغال حرفی از حقوق زنان به میان نیاوردند؟ در آنزمان که زنهای بیگناه افغان در بمباردمانهای وحشیانه آمریکا و متحدانش به شهادت میرسیدند؟
مگر غیر از این است که تمام این سروصداها در راستای دفاع از حقوق زنان، بهانهای برای تحت فشار قرار دادن حکومتهای اسلامی و در نتیجه ربودن حیا و عفت زنان مسلمان است؟ واقعیتی که برلی هیچ صاحب خردی پوشیده نیست!