نویسنده: نهضت
فصل اول: حقوق بشر غربی
۲. پیشینه حقوق بشر
آگاهی از پیشینه حقوق بشر برای علاقهمندان به سرنوشت بشر و بهویژه حقوقدانان و پژوهشگرانی که در زمینه حقوق بشر مطالب علمی مینویسند، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا شناخت دقیق سابقه حقوق بشر، شیوه برداشت و داوری درباره آن را ممکن میسازد. درباره خاستگاه و سیر تکاملی حقوق بشر، دو رویکرد عمده وجود دارد: برخی خاستگاه حقوق بشر را در تمدنهای باستانی مانند روم و یونان جستوجو میکنند و توسعه آن را پدیدهای قرن بیستمی در غرب میدانند. در مقابل، برخی دیگر معتقدند که مفهوم حقوق بشر ریشه در ادیان، فلسفهها و فرهنگهای گوناگون دارد. اگر پندار غربی بودن حقوق بشر صحیح باشد، ادعای جهانی بودن آن با چالشهای جدی مواجه خواهد شد. در نگاه کلی، تفکر حمایت از حقوق بشر همزاد انسان است، هرچند در گذشتههای دور، درک حقوق بشر به مفهوم امروزی آن وجود نداشت. با این حال، روحیه عدالتخواهی و ظلمستیزی امری فطری است و اقدامات بشردوستانه همواره در تاریخ بشر وجود داشته است. در ادامه، سیر تاریخی حقوق بشر در غرب در مراحل زیر بررسی شده است:
۱. عصر باستان:
زمینههای تاریخی حقوق بشر در غرب را میتوان در دموکراسی یونان باستان و قوانین روم باستان جستوجو کرد. در یونان باستان، مفاهیمی مانند برابری و آزادی در نظام دموکراتیک آتن مطرح شد. در روم نیز الواح دوازدهگانه به عنوان نخستین قوانین مدون، پایهای برای حقوق شهروندی بودند. البته، در بررسی تاریخی، نباید تأثیر قوانین شرقی مانند قانون حمورابی در بابل و فرمان کورش در ایران را نادیده گرفت (جنیدی، ۱۳۷۸: ۱۳).
۲. قرون وسطی:
قرون وسطی، دورهای هزارساله بین قرن پنجم تا پانزدهم میلادی است که با سقوط امپراتوری روم غربی در سال ۴۷۶ میلادی آغاز و با فتح قسطنطنیه توسط امپراتوری عثمانی در سال ۱۴۵۳ میلادی پایان یافت. در این دوره، گسترش مسیحیت و قدرت کلیسا، همراه با نظام ارباب و رعیتی، باعث محدودیت حقوق و آزادیهای مردم، بهویژه آزادی عقیده، شد. با این حال، صدور منشور کبیر، در سال ۱۲۱۵ میلادی توسط پادشاه انگلستان، نقطه عطفی در تاریخ حقوق بشر غربی محسوب میشود. این منشور برای نخستین بار محدودیتهایی بر قدرت پادشاه وضع کرد و حقوقی برای اشراف و مردم عادی تعیین نمود (هاشمی، ۱۳۸۴: ۱۲).
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)