تالیف: سید ابوالحسن ندوی
اوضاع دینی و اجتماعی
ادامه
«أوس» و «خزرج» چون از «بنو قحطان عرب عاربه» بودند نزد «قریش»، مقام و منزلت خاصی داشتند و با آنها پیوند زناشویی برقرار کرده بودند، چنان که «هاشم بن عبد مناف» سردار قریش در «بنی النجار» با «سلمی» دختر «عمرو بن زید» ازدواج کرد که از «بنی عدی بن النجار» بود و آنها شاخهای از «خزرج» بودند، با وجود این «قریش» خود را از عربهای «مدینه» برتر میدانستند.
در غزوه «بدر» وقتی «عتبه بن ربیعه»، «شیبه بن ربیعه» و «ولید بن عتبه» مسلمانان را به مبارزه طلبیدند در مقابل آنها چند نفر از انصار به پا خواستند.
آنها پرسیدند شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما گروهی از انصار هستیم، آنها گفتند: ما با شما کاری نداریم سپس یکی از آنها فریاد زد: «محمد» در مقابل ما همتایان خود ما را بفرست. اینجا بود که رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) فرمود: ای «ابو عبیده» بلند شو، و ای «حمزه» به پا خیز و ای «علی» بلند شو. وقتی اینها بلند شدند و نزدیک «قریش» رفتند و خود را معرفی کردند، آنها گفتند: آری اینها همتایان گرامی ما هستند.
«قریش» شغل کشاورزی را تقریباً با دید حقارت نگاه میکردند. این دید آنها در گفتار «ابوجهل» هنگامی که دو پسر «عفراء» او را مجروح کرده بودند به خوبی آشکار میگردد. وقتی «عبدالله بن مسعود» نزد وی آمد و خواست سرش را از تن جدا کند، «ابوجهل» گفت: «لو غیر اکار قتلنی» (ای کاش یک غیر دهقانی مرا میکشت).
نبی رحمت