تالیف: عبدالهادی مجاهد
عرصههای محرومیت مسلمانان از معیارها
عرصه حاکمیت:
ادامه
ج : حکومتهای نظامی :
در جهان کنونی اسلام بارها چنین پیش آمده که زمانی که حکومتهای غیرعسکری و یا به اصطلاح غربیها (حکومتهای جمهوری) از تأمین مصالح حکومتهای استعماری و از اتخاذ فیصلههای مهم و تصامیم خطرناک عاجز میمانند و بیم از این رود که شاید حکومت زمام امور به دست نیروهای اسلامی و یا ملی بیفتد که در آنصورت همه مصالح کشورهای استعماری شاید به خطر مواجه خواهند شد. در همچو حالات کشورهای مداخلهگر راه را برای کودتاهای نظامی هموار میسازند. در نتیجه کودتاها اکثراً حکومتهای نظامی به میان میآیند که حکومتهای نظامی همه آن قوانین و نظامها را که تا حدی مصالح اسلامی و ملی در آن محفوظ میباشند از بین میبرند. قوتهای استعماری به اینگونه حکومتهای نظامی وظیفه میسپارند تا در برابر ملتهای خود بجنگند و آنعده مردم خود را که مخالف استعمار و غلامی هستند بیگانه و دشمنان صلح بخوانند و کشورهای متجاوز و مداخلهگر استعماری را لقب «دوستان» داده و با آنها به نام پیمانهای دوستی و استراتیژیک معاهدات غلامی و ذلت را به امضا برسانند. و سپس اینگونه حکومتها تلاش میکنند تا آنعده آزادیخواهان متنفذین و زعمای دینی و ملی را از بین ببرند که در کشورشان با موجودیت چنین حکام بیگانهپرور نظامی مخالفت میورزند.
اینگونه حکام نظامی به هدف بقای خود در اریکه قدرت و در راه غلامی اجنبیها همه ادارات مدنی کشور، ارتش، منابع ملی اقتصادی و بالاخره همه چیز را بیرحمانه استعمال میکنند و خود را از هر نوع حسابدهی به مردم بالاتر میدانند.
اکثریت اینگونه حکومتها در کشورهای ایجاد میشوند که مردم در آنجا روحیه اسلامی دارند و حرکتهای جهادی در آنجا در آستانه رسیدن به قدرت میباشند. این تجربه شوم چندین بار در کشورهای اسلامی در خلال حدود یک قرن گذشته تکرار شد.
در جنگ فکری با غرب