نویسنده: محبوبی
فصل اول: شناخت دموکراسی
عناصر بنیادین دموکراسی
أ. انتخابات
ادامه:
نظام حاکم بر افغانستان در عصر جمهوریت، نظامی بوده است آمیخته از ویژگیهای یک نظام فاسد، استبدادی و مافیایی و یک نظام دموکراتیک. ظاهراً این نظام از انتخابات پدید آمده است، رئیسجمهور بر اساس رأی مردم به قدرت رسید. انتخابات پارلمانی راهاندازی شد و بر اساس آن پارلمان پدید آمد. پارلمان قوانین زیادی را به تصویب رساند، شماری از وزیران را استیضاح کرد. نهادهای مدنی شکل گرفتند. رسانه غیردولتی در چارچوب قانون ایجاد شدند و به انتقاد از کارکرد و سیاستهای دولت پرداختند. آزادی بیان بهگونهی گسترده و بیسابقهای قد برافراشت. مشارکت زنان دامنهی چشمگیری یافت. چنانکه بیست و پنج درصد اعضای مجلس نمایندگان را زنان تشکیل میدادند. زنان در هر دو انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی به میزان گستردهای سهم گرفتند و خود را برای رسیدن به پارلمان و شوراهای ولایتی نامزد کردند و به پیروزیهایی دست یافتند؛ با این حال در جهت دیگر میبینیم که انتخاباتها چه ریاستجمهوری و چه پارلمانی، با میزان بالای تقلبهای سازمانیافته به همراه بود. مردم نتوانستند بهگونهی آزاد ارادهی خود را تمثیل کنند، چنانکه بر بنیاد گزارشها، کمیسیون انتخابات همواره به تقلبهای سازمانیافته متهم شده است. در انتخابات دوم ریاستجمهوری، حامد کرزی در حالی به کاخ ریاستجمهوری راه یافت که نتوانسته بود رأی پنجاه بهاضافهی یک را به دست آورد؛ اما این بیرونیها بودند که به نظام او مشروعیت دادند. در این سالها اگر از توسعه پایدار نام برده شده است، همانا توسعهی فساد اخلاقی اداری و توسعه تولید مواد مخدر بوده است. چنانچه کشور در عصر جمهوریت از نظر فساد مالی – اداری و تولید مواد مخدر در صدر کشورهای جهان قرار داشته است.
با وجود گسترش آزادی بیان، میزان خشونت در برابر خبرنگاران به وسیلهی ارگانهای دولتی و بلندپایگان رو به گسترش بوده است. وزارت فرهنگ در سالهای اخیر با حفظ یک کمیسیون غیرقانونی به نام کمیسیون بررسی تخطیهای رسانهای خود به بزرگترین دشمن در برابر آزادی بیان بدل شده بود. کمیسیونی که تنها در دایرهی خواستهها و سلیقههای وزیر اطلاعات و فرهنگ حکم میراند.
مأموریت شکست خورده