نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینه دموکراسی در جهان
أ. در یونان باستان
ادامه:
اسناد و شواهد متعددی دال بر این وجود دارد که دموکراسی حدود 2500 سال قبل در یونان باستان، بهخصوص در آتن، ظهور کرد. در واقع، حدود یک هزار دموکراسی کوچک در یونان قدیم وجود داشت و هر کدامش یک دولت مستقل بود. بدیهی است که در چنین اجتماعهای کوچکی، قدرت بهراحتی در دست افراد نخبه جمع میشود. هدف دموکراسی این بود که از انحصار قدر جلوگیری نماید و قدرت و تصمیمگیری را به گروه وسیعی از مردم واگذار نماید. ایدهای دموکراتیک توسط دولتمرد آتنی و جنرال پریکلز مطرح شد؛ یعنی توسط این دو فرد حاکمیت جمعی، برابری سیاسی، آزادی و تحمل و احترام به قانون، احترام به دیگران و وظایف دیگران مطرح شد. اما قدرت و ناپایداری مجلسهای عمومی، اندیشمندان قدیم مانند افلاطون و ارسطو را نگران کرد. آنها به این باور بودند که شهروندان فقیر، بیخبر و کوتهفکر آنقدر عاقل و دانا نبودند که منفعتهایشان را بشناسند و از این جهت، از طرف عوامفریبان بهآسانی تحت تاثیر قرار میگرفتند. آنها از این بابت نگران بودند که ممکن است دموکراسی مردمی به شکل جدیدی از استبداد تبدیل شود (باتلر، 1400: 9).
پس زوال حکومت شهرهای آتن و اسپارت، دیری نپایید که این نوع حکومتداری نیز از بین رفت. اما خاطرات و اثرات آن مانند بسیاری از افکار و ارزشهای یونانی در زمان سلطهی مسیحیت بر اروپا، همچون آتش زیر خاکستر باقی ماند و در عهد رنسانس و پس از ساخته شدن پایههای انقلاب بر مبنای میراث یونانی آغشته به روم، دوباره ظهور کرد. خلاصه اینکه دموکراسی به معنای «حکومت مردم» نخستینبار در آتن، یونان باستان در قرن پنجم پیش از میلاد تکوین یافت. کلستنس و پریکلس از جمله شخصیتهای کلیدی این دوره بودند که اصلاحات اساسی را برای پذیرش نظرات مردم و مشارکت آنها در امور سیاسی انجام دادند. با این حال، این سیستم دموکراتیک محدود به مردان آزاد آتنی بود و زنان، بردهها و بیگانگان از حقوق سیاسی محروم بودند.
مأموریت شکست خورده