فهرست بستن

نبی رحمت

تالیف: سید ابوالحسن ندوی
مسجد قبا و نخستین نماز جمعه در مدینه
ادامه
وقتی حضرت صلی‌الله علیه و سلم به خانه بنی مالک بن نجار رسیدند، شتر در جایی که امروز دوازده مسجد نبوی است به زمین نشست. این جا خرمنگاه خرما بود که به دو کودک یتیم از بنی نجار تعلق داشت و بنی نجار فامیل مادری رسول اکرم (صلی‌الله علیه و سلم) بودند.
رسول اکرم (صلی‌الله علیه و سلم) از شتر فرود آمدند، فوراً ابو ایوب (خالد بن زید النجاری الخزرجی) وسایل آن حضرت (صلی‌الله علیه و سلم) را برداشته به خانه خود بردند و رسول اکرم مهمان او شدند. «ابوایوب» در ضیافت و گرامیداشت آن حضرت (صلی‌الله علیه و سلم) بسیار کوشیدند.
منزل «ابوایوب» دو طبقه داشت. حضرت (صلی‌الله علیه و سلم) نخست در طبقه پایین اقامت گزیدند. اما «ابوایوب» دوست نداشت که خودش در طبقه بالا باشد و رسول اکرم (صلی‌الله علیه و سلم) در طبقه پایین. لذا از رسول اکرم (صلی‌الله علیه و سلم) درخواست کرد که ایشان در طبقه بالا و «ابوایوب» با خانواده‌اش در طبقه پایین اقامت نماید. اما رسول اکرم (صلی‌الله علیه و سلم) فرمود: ای ابوایوب، برای ما و همراهان ما و کسانی که به دیدن ما می‌آیند راحت‌تر است که در طبقه پایین باشیم.
ابوایوب انصاری از طبقه ثروتمندان نبود، اما از اقامت رسول الله (صلی‌الله علیه و سلم) در خانه‌اش بسیار شادمان و خرسند بوده، نسبت به این عنایت بزرگی که پروردگار شامل حال وی کرده بود، او را سپاس می‌گفت و راضی بود.
محبت، عاطفه‌ای است که خودش به انسان چنان روش‌های بهتر خدمت را می‌آموزد که هیچ چیز دیگری این کار را نمی‌کند. ابو ایوب می‌گوید: ما برای رسول اکرم (صلی‌الله علیه و سلم) غذای شب درست کرده می‌فرستادیم. وقتی باقی‌مانده غذا پیش ما برمی‌گشت، من و همسرم «ام ایوب» کوشش می‌کردیم جای دست آن حضرت (صلی‌الله علیه و سلم) را پیدا کرده، از آنجا بخوریم تا برکت حاصل نماییم. روزی کوزه آبی شکست. ما ترسیدیم مبادا آب به قسمت
پایین بریزد. فوراً من و ام ایوب چادری را که به جای لحاف ما بود و چیزی دیگری نداشتیم، گرفته آب را خشک کردیم تا قطرات آن به پایین چکه نکند و موجب ناراحتی رسول‌الله صلی‌الله علیه و سلم نگردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *