تالیف: عبدالهادی مجاهد
عرصههای محرومیت مسلمانان از معیارها
عرصه تعلیم:
ادامه
وزارتهای تعلیم در جهان اسلام در نصابهای تعلیمی معیار تعلیم را به سویه گذاشتهاند که فارغالتحصیلان آن تنها قادر به انجام ماموریت در دوایر حکومتی گردند و پس از آن که معیارهای تعلیمی به سطحی باشند که در خوانندگانش صلاحیتهای ابتکار و اختراع را ایجاد کنند و علم را از ساحه نظریه به ساحه عمل پیاده نمایند. این کار در اکثریت کشورهای اسلامی از نادرات شمرده میشود و بسیار کم به چشم میخورد. از همین سبب دیده میشود که میلیونها جوان در جهان اسلام در مکاتب و دانشگاهها علوم تجربوی چون کیمیا، فزیک، ریاضی، بیولوژی، جیولوژی و علوم دیگری را میآموزند، ولی تنها حدود یک درصد آنها در علوم متذکره مهارت کسب میکنند و در ساحه عمل از آن مستفید میگردند. و متباقی آنها همه داشتههای نظریشان را دوباره فراموش میکنند.
اگر جریان تعلیم را در جهان اسلام در قرن بیستم مورد ارزیابی قرار دهیم، در مییابیم که به هر اندازه که دامن تعلیم غربیگونه عصری وسعت پیدا کرده، به همان پیمانه تربیتیافتگان اینگونه تعلیم از دین، معنویت، اخلاق و تهذیب اسلامی فاصله گرفتهاند. همین حقیقت تلخ را علامه اقبال لاهوری چنین یادآوری نموده است:
«مکتب از وی جذبه دین در ربود
از وجودش این قدردانم که بود»
در جنگ فکری با غرب