فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینه دموکراسی در افغانستان
أ. دهه دموکراسی
حکومت‌های دهه‌ی دموکراسی
ادامه
در دوره صدارت داکتر عبدالظاهر، چند اتفاق مهم به وقوع پیوست که پایه‌های حکومت کوتاه‌مدت آن را به‌شدت لرزاند. یک مورد درگیری‌ها و کشمکش‌ها بر سر زبان پارسی و پشتو بود. نمایندگان پشتو زبان در مجلس، خواهان برتری کامل زبان پشتو و تقویت این زبان بودند. برای همین، نمایندگان غیر پشتون که در اقلیت قرار داشتند، اعتصاب کردند. پیشامد دیگر در حکومت عبدالظاهر، حالت قحطی در غرب و شمال کشور بود. در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱، افغانستان با کمبود بارندگی دچار شد که محصول گندم و سایر مواد خوراکی در مناطق یاد شده کاهش یافت. تا جایی که مردم غور، بادغیس و بدخشان به شهرها آمدند و فرزندان خود را به فروش رساندند. در ضمن، چند رویداد دیگر پایه‌های حکومت عبدالظاهر را به سستی مواجه کرد؛ یک دانشجو از طرف جوانان مسلمان به قتل رسید، در می سال ۱۹۷۲ چهار فرانسوی در قندهار به قتل رسیدند و در مسیر کابل – قندهار یک انگلیسی با خانمش روی جاده عمومی کشته شدند. این موارد باعث شد که داکتر عبدالظاهر استعفا کند. او شخص مورد اعتماد شاه و دربار بود. برای همین، شاه نخست استعفای او را نپذیرفت. ولی بار دوم، شاه استعفای او را پذیرفت و موسی شفیق را به‌جای او گماشت (دانش بختیاری، ۱۳۹۵: ۱۳۳).

موسی شفیق، آخرین صدراعظم دهه دموکراسی است. او آدم نیک‌نام تاریخ افغانستان و دهه دموکراسی شمرده می‌شود. گویا «علاوه بر هشیاری و زرنگی و پرکاری، وقت و زمان نیز با او یار بوده است؛ به این معنا که آغاز دوره صدارت او با پایان دوره سیزدهم ولسی جرگه نزدیک بود.» موسی شفیق چند برنامه عمده را در نظر داشت برای افغانستان تحقق ببخشد. یکی، آوردن امنیت عمومی که در نتیجه کشمکش‌ها قبل از انتخاب شدن او به‌عنوان صدراعظم پدیدار شده بود. دوم، بازتعریف سیاست خارجی که او در نظر داشت با گرفتن کمک از ایران و کشورهای عربی، وابستگی افغانستان را به حداقل برساند. سوم، حل کردن مسئله آب هلمند با ایران. او کار خود را با مورد سوم (از بین بردن اختلافات با کشور همسایه – ایران) شروع کرد. مطابق این توافق، در عوض مقدار مازاد آب دریای هلمند که به خاک ایران می‌ریزد، ایران برای افغانستان باید پول بپردازد. رودخانه هلمند یکی از موارد مشکل‌آفرین میان افغانستان و ایران بود. محمد موسی شفیق، این مورد مطرح بحث میان دو کشور را در سال ۱۹۷۲ با امیر عباس هویدا، نخست‌وزیر وقت ایران که مورد رضایت هر دو طرف بود، حل کرد. (طنین، ۱۳۸۴: ۱۶۵).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *