تالیف: سید ابوالحسن ندوی
ظهور نفاق و منافقین در مدینه
وقتی اسلام به «مدینه» منتقل و رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) با اصحابش آنجا مستقر شدند، دین رو به گسترش و پیشروی نهاد و جامعه اسلامی با تمام لوازمش تشکیل گردید و وضعیت گذشته تغییر یافت. درست در این برهه تاریخی بود که پدیده نفاق ظهور کرد و سر برآورد. در واقع این یک پدیده طبیعی بود؛ چرا که معمولاً پدیده نفاق در محیطهایی ظهور میکند که آنجا دو آیین رقیب هم و دو رهبری متقابل وجود داشته باشند. آری، در چنان محیطهایی یک عنصر سست و مضطرب و متحیر به وجود میآید که میان آن دو آیین مردد میگردد و جرات ندارد یکی را بر دیگری ترجیح دهد. البته ممکن است گاهی به یکی از آن دو دعوت متمایل شود و با آن پیمان وفا و محبت ببندد، ولی منافع مادی او گسترش دعوت متقابل و پیروزی آن به او این اجازه را نمیدهد که موضعش را قاطعانه اعلام کند و طرفداری خود را صریحاً از یک آیین اظهار نماید. قرآن مجید چنین وضعیت اضطرابآمیزی را اینگونه به تصویر کشیده است:
(و مِن النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللهَ عَلَى حَرْفٍ فان اصابه خیر اطمأن به و إِنْ أَصَابَتْهُ فَتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ) سوره حج، آیه ۱۱.
و از مردم کسانی هستند که خدا را در حاشیه و کناره پرستش میکنند، دارای عقیده سستی هستند؛ اگر خیری به ایشان برسد، به سبب آن شاد و آسودهخاطر میشوند و بر دین استوار و ماندگار میگردند و اگر بلا و مصیبتی به ایشان برسد، عقبگرد میکنند. بدین ترتیب هم دنیا و هم آخرت را از دست میدهند. مسلماً این زبان روشن و آشکاری است.
و در جایی دیگر میفرماید:
(مُذبذبينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَى هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَى هَٰؤُلَاءِ) سوره نساء، آیه ۱۴۳.
در این میان سرگشته و مرددند؛ نه با ایناناند و نه با آنان.
نبی رحمت