نویسنده: محبوبی
فصل دوم: دموکراسی در فراشد زمان
پیشینهی دموکراسی در افغانستان
ب. دورهی بیستسالهی جمهوریت
ادامه
پیرامون دموکراسی در افغانستان، باید به دو مسئله توجه داشت: پیچیدگیها و موانع در راه دموکراسی با توجه به شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی این جامعه و پس از آن باید به پیامدهای منفی که از آغاز فرایند دموکراسیسازی افغانستان بهوجود آمده است، توجه کرد. پس از ورود دموکراسی توسط آمریکا، اوضاع کشور روزبهروز بدتر شد و منازعات و درگیریها گسترش یافت. اوضاع اقتصادی و اجتماعی، امنیت، بهداشت و سطح آموزش و سواد مردم از نمونهی پیچیدگیها و موانع اساسی تحقق دموکراسی در افغانستان بوده است. میتوان در این زمینه تجربهی برگزاری انتخابات را بهعنوان شاهد به تصویر کشید که در نهایت نتایج این انتخابات، برندگان را در نگاه مردم مشروع نمیساخت. شاید دموکراسی نظامی بهمراتب بهتر از دیکتاتوری باشد، اما قطعاً برای جامعهی افغانستان کارساز نیست و دردی را درمان نمیکند. اصلاً اگر دموکراسی نظامی پسندیده است، چرا آمریکا که مهد دموکراسی است، آن را بهگونهی کامل رعایت نمیکند؟ و فقط از آن بهعنوان ابزاری برای مداخله در امور داخلی دیگر کشورها استفاده میکند؟ قطعاً دموکراسی وسیلهای برای نفوذ و سلطه بر کشورهایی مثل افغانستان است. تصویر غربی از دموکراسی بههیچعنوان نمیتواند در افغانستان بهکار گرفته شود؛ زیرا انتخابات دموکراتیک در افغانستان سرچشمهی مشروعیت نیست؛ چون همین انتخابات از ابتدا تا پایان، نتایج، انعکاس تصویر آینهوار خواست سیاسی، نظامی و فرهنگی آمریکا بوده است.
چرا با وجود اینهمه تلاشها، دموکراسی غربی نتوانست بهگونهی کامل بر افغانستان تطبیق شود؟ زیرا تحقق دموکراسی در افغانستانِ عصر جمهوریت با ماهیت و خصلت دولتی رابطه داشت؛ دولتی که بهصورت طبیعی پایگاه وسیع و گستردهی مردمی نداشت و از منافع اکثریت قاطع جامعه نمایندگی نمیکرد. ساختار دولت جمهوری افغانستان، بنابر ماهیت خود، دستخوش تضادهای عمیق درونی بود. از یکطرف نیروها و شخصیتهای تکنوکرات، لیبرالدموکرات و مترقی در درون و بیرون خواهان تحقق دموکراسی بودند و از طرف دیگر، این نیروها بهدلیل نداشتن تشکیلات منظم، رهبری جامعالشرایط و برنامهی عمل واحد، نتوانستند خواستها و وعدههای دادهشدهیشان را به ملت افغانستان جامهی عمل بپوشانند (وحدت، ۲۰۰۸: ۱۱).
مأموریت شکست خورده