نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
اسلام و دموکراسی از نگاه اندیشمندان اسلامی
ادامه:
خلاصه اینکه در بحث اسلام و دموکراسی میتوان گفت: آنگونه که افراد خاماندیش و سطحینگر گمان میبرند، این نظام سیاسی (دموکراسی)، نور و روشنایی خالصی نیست که سیاهی در آن جایی نداشته باشد، بلکه سیاهی و پلیدی آن بهمراتب بیشتر از چیزی است که این قشر گمان دارند. طرفداران دموکراسی چنین میپندارند که این نظام، فسادی جزئی و ناچیزی در خود دارد که بهراحتی و با وضع پارهای ضوابط و ارزشها قابل اصلاح و درمان است. اما در پاسخ به ادعای این عده از خامذهنها باید گفت که قطعاً چنین نیست؛ زیرا دموکراسی از یک جهت، نمایشی است خیرهکننده به کارگردانی سرمایهداری، و این سرمایهداری است که نقشها و بازیگران را مشخص مینماید و این کار را با چنان مهارتی انجام میدهد که بازیگران گمان میبرند که در دنیای واقعی سیر میکنند. غافل از اینکه ایشان بر اساس نقشه و طرحهای صحنهگردانان، به صحنهپردازی میپردازند و به تناسب و بهاقتضای موقعیت، هرکدام از آنها در نقشی که برایشان تعیین گشته ایفای مسئولیت مینمایند و اجازهی عبور از حد و مرز مشخص را ندارند و در صورت تخطی بهشدت مجازات شده و از جامعه طرد میگردند و چنان عِقاب داده میشوند که درس عبرتی برای دیگران شوند. در این بازی، آزادیخواهان واقعی به جرم ایجاد آشوب و هرجومرج و تخطی از قانون و اقدام علیه امنیت ملی متهم شده و از اجتماع طرد میگردند و بهمانند “جان اف کندی”، بهمحض آنکه پا را از گلیم خود درازتر نمایند و از نقش تعیینشده فراتر روند، مستحق مجازات و حذف از صحنه شناخته میشوند.
از جهتی دیگر، دموکراسی وسیلهی سهمگینی است که مقدمهی اتلاف انسانیت انسان را از طریق مهیا ساختن زمینههای فساد دینی و اخلاقی فراهم میآورد و انسان اروپایی، تحت شعار آزادی، برای اینکه از دین و عقیدهی خود دست بردارد، همواره مورد ترغیب و تشویق قرار میگیرد و توجیه و بهانهی کار این است که این مسائل (مسائل دینی و اعتقادی)، تابع خواست و مزاج انسان است و انسان میتواند هرگونه که میخواهد در آنها دخل و تصرف نماید؛ البته اگر کسی خواست، میتواند بر عقیده و دین خود استوار بماند، اما باید مسئولیت و عواقب این کار را بر عهده گیرد؛ زیرا ممکن است در معرض تمسخر دائمی اجتماع و نویسندگان و متفکرین و داستانسرایان و اهالی رسانه و… قرار بگیرد و البته در کنار این مسائل، از سایر مشوقهایی که دائماً وی را به ترک دین و عقیده فرا میخوانند، نباید غافل گشت. یعنی به هر شکل ممکن، شخص را مجبور میکنند تا از باور و عقیدهی خود دست بردارد. در چنین جامعهای، هر فرد بنا به خواست و تمایل خود میتواند ملحد و بیدین شود و هیچکسی حق تعرض به وی را ندارد؛ زیرا این موارد (باورها و اعتقادات) جنبهی شخصی دارد و نباید حریم خصوصی افراد خدشهدار گردد، حتی رجال دین نیز حق ندارند این افراد را مورد تمسخر قرار دهند و حداکثر میتوانند در کمال احترام و تسامح، آنان را به بازگشت به ایمان دعوت کنند، در حالیکه از هر سو، وسایل و ابزار تشجیع و تشویق به کفر و بیدینی مهیاست.
مأموریت شکست خورده