نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
تفاوت اسلام و دموکراسی – ادامه
عبدالقدوس راجی در کتاب درسی نظام سیاسی اسلام، با برشمردن مؤلفههایی از دموکراسی از قبیل: انتخاباتی بودن مناصب، از آنِ ملت بودن قانونگذاری، تفکیک قوا، تساوی افراد اعم از زن و مرد در برابر قانون، حمایت از آزادیهای فردی و تعدد احزاب، میپرسد که آیا با وجود چنین مؤلفههایی، دموکراسی میتواند با اسلام سازگار باشد؟
سپس به مقایسهی هر یک از عناصر فوق با اصول اسلامی پرداخته و مؤلفههایی از قبیل: ربانی بودن دین اسلام، از آنِ خداوند بودن قانونگذاری، جایز نبودن منصبطلبی در اسلام، شرط بودن ذکورت و اسلام در زعامت، بیاعتبار بودن نظر اکثریت در سنجش حق، عدم قید کردن زعامت به چهار یا پنج سال در اسلام، مطلق نبودن حقوق فردی، و عدم پذیرش آزادیهای بیحدوحصر برای زنان در اسلام، عادلانه بودن ولی مساوی نبودن حق زن و مرد در اسلام، و منع تحزب در اسلام را تفاوت بارز دو نظام اسلام و دموکراسی برشمرده و نتیجه گرفته است که اسلام با دموکراسی سازگار نیست (فرهمند و دیگران، ۱۳۹۹: ۵۹-۶۰)
خلاصه اینکه اگر بخواهیم تفاوتهای عمده و اصلی اسلام و دموکراسی را که عدم سازگاری آنها را نشان میدهد، در چند جمله به تصویر بکشیم، باید اینگونه گفت:
۱. تشریع قوانین: در اسلام، تشریع قوانین مخصوص خداوند است و هیچ بشری حق تشریع قوانین را در اختیار ندارد. در حالیکه در نظام دموکراسی، تشریع قوانین در اختیار مردم است و گروه مشخصی به نام پارلمان و… برای بقیهی مردم قانونگذاری و تصمیمسازی میکنند.
۲. آزادی: که در ذیل آن، آزادی عقیده و اندیشه نیز قرار میگیرد. دین مبین اسلام برای مسلمانان آزادی بیحدوحصر قائل نیست. کسی را مجبور به اسلام نمیکند، اما به مسلمانان نیز اجازهی خروج از اسلام نمیدهد و آزادی عقیده در اسلام محلی از اعراب ندارد و بحث ارتداد مطرح میشود. در حالیکه در نظام دموکراسی، آزادی بدون حد و حصر گذاشته شده و برای آزادی عقیده هیچ ممنوعیتی وضع نشده است.
۳. حاکمیت: دین مبین اسلام، حاکمیت را مخصوص خداوند میداند و این حق را در اختیار احدی قرار نداده است. در حالیکه در نظام دموکراسی، حاکمیت با قانون و قانونگذاری با مردم است.
۴. تعدد احزاب: اسلام عزیز هیچگاه با تعدد احزاب موافق نبوده است؛ زیرا تعدد احزاب، خود بیانگر تفرقه و جدایی است. در حالیکه تعدد احزاب، یکی از اصول اساسی و بنیادی دموکراسی است و دموکراسی بدون آن ناقص و ناتوان است.
۵. رأی اکثریت: در اسلام، رأی اکثریت بیانگر حق و حقانیت نیست. در حالیکه در نظام دموکراسی، رأی اکثریت ملاک و معیار حق و حقانیت است.
۶. دنیاگرایی: دین اسلام، علاوه بر دنیا، از پشتیبانی آخرت و سعادت اخروی نیز برخوردار است؛ در حالیکه دموکراسی، دنیاگرایی مطلق است و از هیچ پشتیبانی اخروی و سعادتی در آخرت برخوردار نیست. پس ضمن اینکه دموکراسی زندگی دنیوی را به کام انسان تلخ میکند، شقاوت اخروی را نیز در سرنوشت انسان رقم میزند.
مأموریت شکست خورده