نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
شورا و دموکراسی
قرضاوی با نقد دموکراسی غربی چنین مینویسد: «دموکراسیِ غربی علیرغم همهٔ خوبیها و محاسنی که دارد، دارای معایب زیادی است؛ دموکراسیِ غربی میتواند به اسم نمایندگان مردم، هر گونه عملی را انجام دهد؛ فضایل و ارزشها را ملغی و رذایل و پستیها را مجاز اعلام کند، حرام را حلال و حلال را حرام اعلام کند. دموکراسیِ غربی میتواند با رأی اکثریت حتی خود را ملغی اعلام کند. اینجاست که ارزش نظامِ شورایی در اسلام آشکار میشود؛ زیرا شورا دارای حدودی است که تخطی از آنها ممکن نیست. شورا در عقاید ایمانی، ارکان عملی، بنیانهای اخلاقی و احکام قطعی راهی ندارد. نه شورا، نه حکومت و نه پارلمانِ دموکراسی نمیتواند آنها را ملغی اعلام کند؛ زیرا آنچه را که خداوند آن را ایجاب و اثبات کرده باشد، انسان نمیتواند آن را نفی کند» (قرضاوی، ۱:۱۹۷۷ ـ ۱۷۰).
شورا در اسلام یک اصلِ ثابتشده و غیرقابلِ انکار است، اما این شورا جدای از دموکراسی است. تفاوت شورا با دموکراسی همانند تفاوت روز با شب است. شورا به دنبال آن است که با طینمودن مسیرِ درست، فرمودههای خداوند را به منصهٔ اجرا گذاشته، بر جامعهٔ اسلامی تطبیق نماید. ناگفته نباید گذاشت که مسلمانان تنها در مواردی که نصی در مورد آنها وارد نشده باشد، با رعایت اصول و قوانین دست به اجتهاد و شورا میزنند؛ در حالیکه دموکراسی در همان ابتدای کار، حاکمیت را در دستان کم توانِ انسان قرار میدهد و آن را بهعنوانِ حقِ انحصاری و خاص برای خداوند -تبارکوتعالی- به رسمیت نمیشناسد. چقدر فاصله است میان دموکراسیِ غربی و شورایِ اسلامی! قرآنِ کریم در این مورد چنین ارشاد فرموده است:
«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده، ۵۰).
ترجمه: آیا حکم جاهلیت را میجویند؟ برای آن مردمی که اهلِ یقین هستند چه حکمی از حکمِ خدا بهتر است؟
مأموریت شکست خورده