نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
اخلاق و دموکراسی
ادامه
اخلاقی که باید سراغ آن را در دموکراسی غربی گرفت عبارت است از: اشغال کشورها، تحمیل حکومتهای دیکتاتوری و دستنشانده، به تاراج بردن اموال و ثروتها، استعمال سلاحهای کشتار جمعی و قتل و کشتار غیرنظامیان، خرابکردن شهرها و قریهها توسط تسلیحات ممنوعه، ساختن زندانهای خلاف معیارهای حقوق بشری که خود منادی آن هستند، تجاوزات جنسی و وحشیگریهای دیگری که همه از ارمغانهای نظام دموکراسی برای ملتهای مغلوب و بیچاره است.
اخلاق و ارزشهای اخلاقی که بدون درنظر گرفتن باورها و اعتقادات دینی، در فطرت هر انسان نهفته است، در نظام دموکراسی غربی فقط در حد یک شعار ظاهری و عوامفریب وجود دارد؛ چنانکه اگر در یکی از کشورها، مسلمانان با همان معیارهایی که سردمداران دموکراسی شعار میدهند، به قدرت برسند، آن وقت وضع تغییر میکند و همین منادیان دموکراسی و حقوق بشر و حکومت مردمی و شورا و پارلمان، به ظالمان مستبد تبدیل گشته و در پی ازبینبردن مسلمانان از هیچ سعی و تلاشی دریغ نمیورزند و همهی ارزشهای اخلاقی و اصول و اساسات دموکراسی نامنهاد خود را زیر پا میگذارند؛ زیرا در اینجا مسئلهی اسلام مطرح است و آنها حاضرند هر چیزی را در نظام دموکراسی قبول بپذیرند، بهجز اسلام و حتی با نظامهای دیکتاتوری و غیردموکراسی برای ازبینبردن مسلمانان و دورکردن آنها از قدرت کمک میکنند، بهطور مثال میتوان از پیروزی جبههی نجات اسلامی در انتخابات الجزایر و حزب فضیلت در ترکیه و مثال نزدیک سازمان اسلامی حماس در فلسطین و همچنین امارت اسلامی در افغانستان نام برد.
بر اساس قوانین دموکراسی، تشکیل احزاب اسلامی ممنوع است و به همین اساس است که هرگاه مسلمانان به قدرت برسند، غربیها که تا فرق سر در گودال دموکراسی غرقاند، به کمک دیکتاتورها و حکام ظالم و مستبد میشتابند و اما کسانی که به نام اسلام در حکومتهای دستنشاندهی کفار شرکت میکنند، در حقیقت فرزندان نامشروع کنفرانسهای بن، نیویورک، پاریس و لندن هستند و وجود آنها برای بقای کفار و ادامهی حیات استعمار امر ضروری است. اینچنین افراد، تا زمانی که اهداف کفار و اشغالگران برآورده شود، حائز اهمیت هستند و پس از آن مانند زباله بهدور انداخته میشوند.
مأموریت شکست خورده