نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
تأیید یا رد دموکراسی
دیدگاه موافقان
ادامه
در ادامه به آیاتی از قرآن کریم استدلال مینمایند:
«أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» (یونس، ۹۹). ترجمه: آیا تو مردم را به اجبار وامیداری که ایمان بیاورند؟
«فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ» (کهف، ۲۹). ترجمه: پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود.
«أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ» (هود، ۲۸). ترجمه: به من بگویید، اگر از طرف پروردگارم حجتی روشن داشته باشم، و مرا از نزد خود رحمتی بخشیده باشد که بر شما پوشیده است، آیا ما [باید] شما را در حالی که بدان اکراه دارید، به آن وادار کنیم؟
«لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» (بقره، ۲۵۶). ترجمه: در دین هیچ اجباری نیست.
«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (زمر، ۱۸). ترجمه: آنان که سخن را میشنوند و از بهترینش پیروی میکنند.
این دسته از آیات گهربار قرآن کریم، از این جهت مورد استدلال موافقان دموکراسی قرار گرفته است که بر اختیار و حق انتخابگری و آزادی عقیده برای انسان دلالت دارند و اینها از جمله مسائلی است که نهتنها در دموکراسی مطرح شده است، بلکه از اصول اساسی و بنیادی دموکراسی بهحساب میآید.
پر واضح است که این استدلالها جهت موافق بودن اسلام با دموکراسی کافی نیست؛ زیرا میتوان به این استدلال اشکال وارد کرد که این آیهها از قرآن کریم دلالت به شیوهی حکومت و ادارهٔ اجتماعی نمیکند. این آیات اصلاً در مقام بیان روش حکومت و ایجاد نظم و انضباط اجتماعی و بیان راهی برای دستهجمعی تصمیمگرفتن نیست و هیچ ارتباطی میان مضامین این آیات و شکلهای گوناگون دموکراسی (مستقیم، شبهمستقیم، پارلمانی و…) وجود ندارد.
بلی، اگر این آیات بتوانند مؤید باشند، بهگونهای هستند که توضیح آن خواهد آمد و اجمال آن، توجه به این دو نکته است:
اولاً فکر دموکراسی امروزه در متن بحثی ایدئولوژیک قرار گرفته است و تنها روش یا روشهای معینی برای ادارهٔ جامعه نیست و ثانیاً دموکراسی مفهومی نسبی یا به تعبیر درستتر، دارای مراتب شدت و ضعف است.
مأموریت شکست خورده