تالیف: عبدالهادی مجاهد
دیموکراسی کفر است یا اسلام
ادامه:
مبانی فکری دیموکراسی
دیموکراسی معاصر زادهٔ افکار و محیط غرب است. و غربیها بهطور اجتماعی تا هنوز هیچ دین الهی را به شکل کامل و سالم آن ندیدهاند چون یهودیت تنها دین بنیاسرائیل بود و آنها نمیخواستند که ملل دیگر را به دین خود دعوت نمایند و مسیحیت نیز زمانی به غرب رسید که توسط (پاول) یهودی تحریف شده بود و تثلیث در آن جای (توحید) را گرفته بود. مسیحیتِ تحریفشده در مورد ارتباط انسان با پروردگارش یکمقدار رهنمائیهایی در خود داشت، اما در مورد تعامل انسانها با همدیگر (شریعت) و (قوانین) نداشت. و مردم در غرب زندگی، سیاسی، اجتماعی و امور اقتصادیشان را مطابق قوانین و اعراف (رومانی) و (یونانی) عیار نموده بودند که این کار در ذهن جامعهٔ غربی از قدیمالایام این باور را ایجاد کرده بود که دین در امور زندگی و نظام دخل و غرضی ندارد.
خالیگاهی را که دینِ مسیحیت به علت عدمِ موجودیت قوانین در امور زندگی و مسائل اجتماعی ایجاد کرده بود، پادشاهان، نخبهگان و سرمایهداران آن را با قوانین وضعی از جانب خود پُر نموده بودند. آنها چنان قوانینی را وضع کرده بودند که اکثریت افراد جامعه را به نامها و اشکال گوناگون در خدمت چند پادشاه و فیودال مسخر نموده بود. پادشاهان، حاکمیت بر مردم را حقی میدانستند که از جانب الله به آنها داده شده، نه اینکه از جانب مردم در نتیجهٔ کدام تعهد و یا بیعتی بهصورت امانت به آنها سپرده شده باشد.
در جنگ فکری با غرب