نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
ب. دیدگاه مخالفان «ادامه»
در برابر گروه موافقان دموکراسی، دستهای دیگر از اندیشمندان با تکیه بر دین و ادعای پاسداری از خلوص آن، دموکراسی را مفهومی وارداتی و محصول فرهنگ بیگانه و ناسازگار با اسلام قلمداد مینمایند. اینان نیز شواهدی بر مدعای خود دارند؛
1- مسئله حقانیت اسلام: «فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ» (یونس، 32). ترجمه: بعد از حقیقت جز گمراهی چیست؟ اسلام خود را مظهر حق و حقیقت میداند و مکتبهای دیگر را تجلی ضلالت و گمراهی، حال آنکه همهپرسی و تصمیمگیری جمعی در دموکراسی بر این پایه استوار است که هر کس و هر گروه بهرهای از حقیقت دارد و بنابراین رأی همه محترم است و باید در تصمیمگیری دخیل باشند.
این استدلال را چنین پاسخ دادهاند به اینکه شرط دموکراسی روشن نبودن حقیقت و پخش آن در بین همه مردم نیست، بلکه شرط آن تحمل اندیشه دیگران و مدارا با دیگراندیشمندان است و لازمه تحمل و مدارا دست کشیدن از باورهای خویش و حقانیت آن نیست، میتوان رأیی را صددرصد باطل دانست؛ ولی صاحبرأی را معذور و محترم شمرد، در حقیقت مدارا با اعتقادورزان است نه با اعتقادات. اسلام با دادن حق انتخابگری به انسان «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» (بقره، 256). ترجمه: در دین هیچ اجباری نیست. ظرفیت این تحمل و مدارا را نشان داده است، درست است که پیامبران برای تبلیغ دین تلاش فراوان کردهاند و مؤمنان نیز موظف به انجام این تکالیف هستند، اما این یک مبارزه عقیدتی است و جنگ تنها در مورد توطئه یا پیشدستی دشمن یا رفع موانع تبلیغ است، نه برای تحمیل عقیده، تبلیغ عادلانه و منطقی حق هر مکتب فکری است.
پس اولاً ملازمهی میان دموکراسی و «روشن نبودن حقیقت و پخش آن در کل بشریت» یا «نسبی بودن حقیقت» وجود ندارد، بلکه لازمه دموکرات بودن فقط تحمل و مداراست. ثانیاً اسلام این تحمل و مدارا را دارد. بیتهام و کویل در تلاش برای ترسیم چهره دموکراسی نوین تحت عنوان رواداری مذهبی چنین میگویند: حتی اگر بر آن باشیم که حقیقت نهایی اختصاصاً در مذهبی که ما به آن معتقدیم وجود دارد، باز هم وادار ساختن دیگران به پذیرش آن، در جهانی که تعدد و کثرت مذاهب از ویژگیهای آن است، بهای سنگینی برای انسانیت در پی خواهد داشت که به هیچروی تحملپذیر نیست.
رواداری مذهبی به این معنی نیست که از اعتقادات خود دست بشوییم یا از تبلیغ اندیشههای خود صرفنظر کنیم، بلکه به این معنی است که برای مردم این منزلت و شأن را قائل شویم که اجازه داشته باشند، خود برای خود تصمیم بگیرند ولو اینکه در این امر دچار اشتباه شوند.
مأموریت شکست خورده